سعدی و ماه_ شعری از زنده یاد نورمحمد مجیدی کرایی

درود

به بهانه روز بزرگداشت سعدی 


        سعدی و ماه 


«رسد آدمی به جایی ، که بجز خدا نبیند

بنگر که تا چه حد است ، مکان آدمیت

َطیَران مرغ دیدی ؟ تو ز پای‌بند شهوت

به در آی تا ببینی ، َطیَران آدمیت»

 *******************

بشکاف سعدیا خاک وز خوابگاه جاوید

بنگرکه چون بپا کرد گمان آدمیت 

تو به سال هفتصد نیز، به شعر گفته بودی 

که زحد فزون و والاست مکان آدمیت

سخنان نغزو نیکوت کنون براست پیوست 

و همه به چشم دیدیم طیران آدمیت 

ززمین نمود پرواز بشر به جانب ماه  

و به قلب آن برافراشت نشان آدمیت  

ز گمان آدمیزاد چنان گرفت بالا  

که به سوی کهکشان برد عنان آدمیت 

زتوان آدمیزاد گشوده گشت رازی  

که برون بُده ز پندار و توان آدمیت  

نبود دگر حجابی برما و آسمانها  

که از این به بعد آنجاست مکان آدمیت

دگر آن فسانه ها مُرد و حقیقت است روشن  

که زمین و آسمان است از آن آدمیت  

به تو آفرین واحسنت و به تو درود بادا

که چه تو کسی نزایید جهان آدمیت  

  

 سراینده : زنده یاد نورمحمد مجیدی کرایی

Https://yademovarekh.persianblog.ir

/ 0 نظر / 20 بازدید