مرثیه جناب آقای حافظ کهرازهی به یاد نورمحمد مجیدی کرایی

مرثیه درمدح استاد گرانقدر و عموی عزیزم زنده یاد نورمحمد مجیدی کرائی


خدایا تویی باقی و جاودان

نماند هیچ کس اندر جهان


تو ای خالق مرگ و هم زندگی

ندارد هیچ کس پایندگی


بود مرگ بر آدمی چون سفر

که بامرگ رود در جهان دگر


مجیدی آن مرد علم و هنر

سفرکرد از نزد ما آن گهر


ای استاد دانشورو مهربان

ز فُقدان تو کرده ایم ما زیان


بسی رنج بردی ای گنج ما

بود روح تو شاد ای باوفا


به هر شهرو استان ایران زمین

نمودید تحقیق ایل،ای امین


تو بهر شناسایی این،ایل

بسی رنج بردی از هر قبیل


نوشتی کتاب و گذاشتی اثر

بود روح تو شاد ای پرهنر


سفرها نمودی و تحقیق بسی

نداشتیم در ایل چون تو کسی


نمودی دعوت در بهبهان

سردار سید محمد را از زاهدان


به هم وصل نمودید این ایل را

بدادید رونق فامیل را


محقق مورخ،در ایران زمین

مجیدی ما بود آن خوش جبین


بنازم به ایران که او چون تو زاد

کجا می روی ای عزیز تو ز یاد


کرائی و کهرازهی وصل شد

توگشتی سبب رونق نسل شد


سردار سید محمد از زاهدان

کمر بست و آمد در بهبهان


پذیرفت آن دعوت ایل را

نشان داد مجیدی فامیل را


مجیدی و سردار کهرازهی

نمودند ایل را ساماندهی


مجیدی با دانش و نکته گو

فراتر ز ایلش نظر داشت او


به چندین سفر آمد او زاهدان

خردمند و با دانش و نکته دان


چه زیبا نمود جمع، او ایل را

گسست او هر قید و زنجیر را


تو ای نورمحمد مجیدی ما

چه الگوی زیبایی بر ایل ما


روحت شاد ای مرد نیکو سرشت

خدا یا نگهدار نهالی که کِشت


نمیرد مرد علم و هنر

چو ماند از پی او کتاب و اثر




تقدیم کننده حافظ کهرازهی

/ 0 نظر / 47 بازدید