یادنامه نورمحمد مجیدی کرایی مورخ ،شاعر و نویسنده

این وبلاگ ،به معرفی آثارزنده یادنورمحمدمجیدی کرایی ، مورخ ،نویسنده و شاعر،از استان کهگیلویه و بویراحمد و مباحث اجتماعی وفرهنگی می پردازد.

شناخت کرایی های سیستان بلوچستان
ساعت ٤:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٧  کلمات کلیدی: شناخت کرایی های سیستان بلوچستان ، کوچ اجباری ایلات کرایی به سیستان وبلوچستان ، نورمحمد مجیدی کرایی

شناخت کرایی های سیستان بلوچستان

کوچ اجباری ایلات کرایی به  سیستان وبلوچستان

با توجه به عدم وجود اسناد نوشتاری و بعد زمان ، آگاهی چندانی از مهاجرت ایل کرایی در دست نداریم ؛ اما همین اندازه آگاهیم ، که به این انگیزه که مرزهای جغرافیایی این قوم ، در محدوده  ایلات لرستان بزرگ جای داشته و این مردم کوه نشین و دلیر ،  در بروز هر پیشامد سیاسی و اجتماعی، شرکت جسته و با بیگانگان و ستیزندگان در پیکار و رزم بوده اند ؛ شرایطی برای کوچ اجباری آنها فراهم گردید.

در تازش لشکریان مغول ، که نه ماه در سرزمین آنان ، پیرامون دژ مانگشت ، پایگاه کشتار و ویرانگری و مرگ آفرینی داشتند، گزند و آسیب مالی و جانی بسیاری دیده ، به گونه ای که در اثر آن تهاجمات ، مردم کواراکان ناچار به کوچ های اجباری یا اختیاری شده اند .

 در اثر این کوچ های اجباری یا اختیاری ،  حدود هیجده تیره از مردم کرایی ، در دوران مغول به سرزمینهای استان کرمان، سیستان و بلوچستان و خراسان رفته و در آن ایالات سکونت نموده اند. در این استانها بازماندگانشان به نامهای : کرانی، کرایی و به گویش بومی سیستان و بلوچستانی، کهرایی، کهرازهی و کورایی نامیده می شوند.

مردم کرایی ، که هم اکنون در استان بلوچستان و سیستان ، بخشهایی در بلوچستان پاکستان ، افغانستان و خراسان زندگی می کنند ؛ با توجه به اقامت دیرین آنان ، به فرهنگ و زبان بلوچی و سیستانی سخن گفته و پیرو مذهب اهل سنت می باشند.

 

درمجموع ، مردم این قوم که در مناطق بلوچستان ، پاکستان ، افغانستان و خراسان نشیمن دارند ؛با نام و عنوان قومی (محمدحسنی) و یا ممسنی شناخته شده و خود را از فرزندان محمــــــــــــد بن حسن    می دانند ؛  که اصطلاحأ محمد حسنی ،و با کاهش واژه ، ممسنی خوانده شده اند .  آنها می گویند : از شیراز به استان سیستان و بلوچستان کوچ و از این سرزمین به نواحی سیستان(مکران) و بلوچستان ، پاکستان و افغانستان پراکنده شدند.

این مردم در مناطق و شهرهای ایرانشهر، زاهدان، خاش، میرجاوه، چابهار، باهه و کوچه، دشتیاری و شهر سرباز و شهرهای خراسان مانند: سرخس و مرزهای افغانستان، زندگانی ایلی و شهری دارند . باتوجه به زمان زیادی که این دراین ولایات گذرانده اند  ؛ همگی فرهنگ قومی باستانی خود را فراموش و به فرهنگ منطقه ی  سکونت خود روی آورده ، به آن گویش صحبت نموده و در کسوت و لباس آنان درآمدند.

 

کرایی های  (کهرایی) استان سیستان و بلوچستان

بر سر زمان کوچ اجباری طوایف کرایی ، یا به فرهنگ و گویش قومی بلوچی (کهرایی، ﻛﻬرازهی) ﻛرایی و کورایی، اختلاف نظر و دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. برخی کوچ های اجباری آنان را به دوران حملات مغولان در حاکمیت هلاکوخان مغول به لرستان بزرگ: بختیاری، ممسنی و کوگیلویه در زمان اتابکی امیر تکله هزاراسف می دانند؛ بعضی این کوچهارابه‌‌‌‌‌‌روزگارشاهان صفوی و نادرشاه افشار مربوط می نمایند . اما آنچه درخور پذیرش است، این واقعیت است که ، کوچهای اجباری مردم ﮐﺮایی سیستان و بلوچستان در زمانی دور پیش آمده، چه فرهنگ ، زبان و آیین بلوچی و حتی سبک تن پوش و لباس آنان  ، که همگی برگرفته از سنت و نژاد بلوچی است  ، نشان می دهد که آنان دوران بسیار دوری دراین سرزمین نشیمن گزیده و با فرهنــــــــــــگ و مذهب بلوچی زندگانی  نموده اند.

 ﻛﺮایی ها ، که بیشترین اقوام آنان ،  ورای چهرگان بلوچیان که - همانند مردم هند و پاکستان سبزینه و تیره سانند-  سپید پوست ودارای قد و قامت بلند می باشند ؛ این دوگانگی ، تمایز نژادی(لری)آنان را از بلوچها نشان می دهد.

منابع تاریخی و جغرافیایی سرزمین های سیستان و بلوچستان و مکران باستانی ، بویژه کتاب جغرافیایی که زنده یاد افضل الملک کرمانی درباره  سیستان و بلوچستان نوشته و بخشهایی از این اثر ارزشمند در مجله یادگار به سال 1328 شمسی به چاپ رسیده[1]  ،  به روشنی از ایل ﻛﺮایی بلوچستان و سیستان با نامواژه کرایی و کورایی ، در سرزمین های مختلف یاد می کند .  

شمار این خانوارها بر اساس اطلاعات محلی ،که در ســـــــــالهای 1328-1320 نگارش یافته، در مجله یادگار تهیه شده ،که با توجه به بعد زمانی می بایست شمار مردم ﮐﺮایی بلوچ به حدود یک میلیون نفر رسیده باشد.

در همین مجله از بخشی از طایفه ﮐﺮایی یاد می شود ، که در بنادر مکران باستانی  (چابهار، سرباز ، کوچه و باهه )  نشیمن دارند.

طوایف کرایی سرزمین ﻣﮐﺮان نیز ، در زمانی دور  ، در این جا به گونه ای پراکنده می زیسته اند ؛ چه هر تیره ای در منطقه ای ،  به انگیزه نیاز زندگی ، کوچ و مانند دیگر قبایل و طوایف بلوچی و سیستانی  در محدوده ، مرز و محلی ، زندگی قبیله ای داشته اند . از این رو این مردم در کنار طوایف دیگر در مناطق مربوط به بنادر متعلق به مکران، جدا از دیگر شاخه های هم نژاد خود با نام و نشان قومی ﮐﺮایی نشیمن گزیده اند. ....

 منابع محلی سیستان و بلوچستان

در سفری که در تاریخ 29/3/1388 خورشیدی به شهر زاهدان، مرکز استان سیستان و بلوچستان ، برای شناخت و تحقیق بیشتر درباره ی ایل کرایی ، نشسته در نواحی سیستان و بلوچستان ایران داشتم؛ در  خانه جناب سردار (رئیس) سید محمد کهرازهی ، سردار ایل کهرازهی(کرایی یا کهرایی) شهر خاش، که در شهر زاهدان ساکن بود، میهمان شدم. پس از استراحتی کوتاه ، از آن مرد آگاه و با فرهنگ پرسیدم:  نیاکان گرامی شما از چه تیره ، طایفه و از چه سرزمینی و ایلی به سیستان و  بلوچستان مهاجرت کرده اند؟

ایشان در پاسخ به پرسش من فرمودند: نیــــــاکان من از مردم کهرازهی ( کهرایی یا کرایی) می باشند که از شیراز به سیستان و بلوچستان کوچ کرده اند. مردم این ایل،  خاندان ما را به سرداری ، کلانتری و بزرگی در نواحی سیستان و بلوچستان پذیرفته و برگزیده اند؛  من هم اکنون افتخار خدمتگزاری و حل و فصل اختلافات و پاســـــــــــداشت شرافت قومی آنان را دارم.

سردار کهرازهی فرمودند: آنچه از نیاکان ما سینه به سینه نقل و بازگو شده حاکی است که : زمان حمله هلاکوخان مغول به لرستان بزرگ ، از نواحی شیراز همراه 18تیره از نژاد ایل کهرایی کرایی به سرزمین سیستان و بلوچستان کوچ نموده اند . هر تیره و  شاخه ای بنا به ماهیت و نیاز زندگی دامداری و کشاورزی در شهر و دیاری مانند: ایرانشهر، خاش، (مرزپاکستان)، زاهدان (دزآب قدیم) و روستاهای نجف آباد، رستم آبادو خسروآباد در حوزۀ شهری (خاش) نشیمن گزیده اند .   

 مرکز قومی کهرازهی (کهرایی ها) در سی کیلومتری شهر خاش در نزدیکی کوه تفتان در روستای پاول است که ایل ما ، در آنجا جا و مکان دارد.  البته جدا از طوایفی از ایل ما،  سران و سردارانی دیگر از ایل کرایی دارند و در شهرهای بنادر مکران از جمله: چاه بهار، سرباز، دشتیاری ،کوچه و باهه ،  نشیمن دارند ؛ که بر سر هر ایل و تیره ای سرداری ، برابر قوانین ایلی و نژادی دارند ؛که بر اساس عرف و سنت     کدخدا منشی ، تنشهای درون قومی را حل و فصل می نمایند.

سردار کهرازهی سن و سالی نزدیک به هفتاد و اندی سال دارد. این بزرگ مرد تعداد یازده پسر به نامهای:1-امان الله  2-دادالله  3ـمحمدعلی  4ـمحمدنیاز  5ـمحمدامین  6ـبهروز  7-ضیاءالرحمن 8-آصف  9-احمد  10-حمید  11- اسماعیل دارد، که با فرهنگ و ادب و مانند پدر و نیاکان لرخود  قد بلند و رشید می باشند.

سردار کهرازهی می گوید: ایل ما به گونه ی پراکنده  ، در شهرهای سیستان و بلوچستان و نواحی آن زندگی دارند. طوایف بسیاری از آنان حدود 200سال پیش  ، از بلوچستان ایران به پاکستان کوچ و در آن ایالت دارای تشکیلات و سازمان های قومی می باشند . در رأس قوم آنان که به کهرازهی (کرایی زادگان) شناخته می شوند، سردار بلوچ خان محمدحسنی  ، سپس فرزندش عارف محمدحسنی  و بعد پسر او غلام حیدرخان محمدحسنی جانشین او شده و سردار ( رئیس) بخشی از کهرازهی های بلوچستان پاکستان می باشد.

وی می افزاید: علاوه بر سردار غلام حیدرخان ممسنی، جناب حاج محمدگل خان ممسنی کیهازهی بوده ، که پس از او فرزندش فتحی محمد (محمدحسنی) جانشین او شده است . وی  با توجه به  فرهنگ و  مردم داریش ، در دولت بی نظیر بوتو، نخست وزیر وقت کشور پاکستان ، وزیر دولت محلی بلوچستان پاکستان شده است . اوهم اکنون از مردان صاحب نام و سیاستمدار پاکستان می باشد.

در افغانستان نیز ایلی بزرگ ، به رهبری و سرداری تاج محمدخان (یاکی زهی محمدحسنی) در میان مرزهای پاکستان با افغانستان زندگی دارند ؛ که از تیره های قومی کهرازهی (کرایی) محسوب می شوند.

در استان خراسان  ، بین شهرهای زابل ، بیرجند و سپیدآباد  ، بخشی از همین قوم( کهرازهی) نشیمن دارند ،  که به مردم قوم محمدحسنی شناخته می شوند.

سردار کهرازهی شجره نامه ای به خط و زبان اردو  ، به من نشان داد ،که تبار لری خاندان و نیز اسامی نیاکان او را می نمایاند . بخشی از آن خاندان ، در سیستان و بلوچستان و تیره هایی از آنان به پاکستان (بلوچستان پاکستان) مهاجرت و در حکومت ها نقش سیاسی و سپاهیگری داشته اند. .....

  

  حاج ابراهیم کهرازهی 

 

آقایان : ضیاءالرحمن کهرازهی ، سردار حاج سعید محمد کهرازهی ،مهندس هادی خزامی ، مولوی حافظ عبیدالله ٰ، حاج امان الله کهرازهی ، یحیی بیغمی 


 

سمینار ایل کرایی :

 

 

برادران و دوستان :

 

 

 ماخذ : کتاب ایل باستانی کرایی . تالیف زنده یاد نورمحمد مجیدی کرایی

 



[1] - مجله یادگار – سال هشتم و نهم، به سردبیری اقبال آشتیانی – ص 110