یادنامه نورمحمد مجیدی کرایی مورخ ،شاعر و نویسنده

این وبلاگ ،به معرفی آثارزنده یادنورمحمدمجیدی کرایی ، مورخ ،نویسنده و شاعر،از استان کهگیلویه و بویراحمد و مباحث اجتماعی وفرهنگی می پردازد.

نگاهی گذرا به تاریخچه منطقه شب لیز ( شولیز) و سادات محمودی
ساعت ٦:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٧/۱٠  کلمات کلیدی: نگاهی گذرا به تاریخچه منطقه شب لیز ( شولیز) ، تاریخچه سادات محمودی

نگاهی گذرا به تاریخچه منطقه شب لیز ( شولیز) و سادات محمودی

  شب لیز یا شولیز  ، منطقه ای از مناطق سردسیری استان کهگیلویه وبویراحمد ،  در شهرستان دنا است . این منطقه در دشتی نیمه کوهستانی و گسترده جای دارد. آب وهوایش روح بخش ، سرزمینش برف گیر ودارای چشمه سارهای فراوان می باشد.

درگذشته که کوچروی و چراگاه جویی دامداران رونق بیشتری داشت ؛ شب لیز نشیمنگاه تابستانه (ییلاق ) دامداران سادات محمودی ، رضاتوفیقی و ایل تامرادی بوده و بدلیل برف گیر بودن وهوای سرد آن ،‌ افراد کمتری درفصل زمستان درآن منطقه زندگی می کردند .

نامواژه" شبلیز" که نامی پهلوی ساسانی است ؛ از واژه شب و لیز گرفته شده که به معنی جایگاه شب بسربردن و یا به اصطلاح بیتوته کردن است  . " لیز " به معنی  "لیر" یا جایگاه و کاروانسرای کوچک است.

شبلیز بخشی از خاک ایل تامرادی و سادات محمودی است ، که در گذشته بنا به اسناد تاریخی دوران صفویه تا زندیه سرزمین ایل آغاجری ترک نژاد بوده  ، که با شکست و پراکندگی این ایل ، در دست ایل تامرادی بویراحمد و  سادات محمودی از بازماندگان امامزاده محمود طیار درآمد . این سادات که گروهی از آنان در دلی سادات محمودی و در کرانه های رود خرسان ، درب کلات ، موگ و جاهای دیگر نشیمن دارند ، مرکز کلانتری آنها شهرک میمند بوده است .

تاریخچه این منطقه را ، در قالب شــــــــــعر زیر تقدیم به مردم شـــــــــــریف و بزرگان منطقه می نمایم . 

 

به شبلیز اگر که ، نمایی گــــــــــذر


شبی را، به این دشـــــــت آری بسر   


براین دشت گستـــــــرده ، بنما نگاه     


نگر چون بهشـت است ، این بومگاه  


که شبلیـــز نامی است ، گاه سخن   


به معنی بود، خوان سرایی کـــــهن


شبانگه ، براین دشت واین بارگــــاه



بکردند ،هر کاروانی پنـــــــــــــــــــاه

 

گذشته بد این ،خاک آغــــــــــاجری


که بر کهگلو ، داشتند ســــــــروری


چو آغاجری ، رفت زین ســـــــرزمین  


بگشتند محمــــــــــــودیان جانشین


که محــــــــمودیان نیز، زدیرین زمان  


به شبلـیزوخرسان ، بداشتند مکان


به عهد قدیم ، مرد فـــــــــرزانه ای  


امامـــــــــــــــزاده مردی و آزاده ای



زنسل ونژاد و  تبار عــــــــــــــــلی  


که بر شیــــــــعیان جهان، بد ولی

 

بنام بود محـــــــــمود و کنیت طیار  


نموده است از دشـــمنانش ، فرار  


پناهنده گردید ، در بومـــــــــــــگاه   


به درب کلات ، برگزید جایگــــــــاه


دراین جای شد ، رهبـــر اهل دین   


نمود فاش ، آئین اسلام و دیـــــن


بشد دشمـــــــــن آگاه ، از کار او   


زآیین و گفتــــــــــــــــار و رفتار او
 

سپاهی زهر سو،کشید برسرش  


بیاغشته بر خـــــون ، گل پیکرش  



زانساب محــــــــــمود کنیت طیار   


بجا مانده در بوم ، چندین هــــزار  

 

همه عالمان و همه اهــــــل دین   


پراکنده صدها ، به ایــــران زمین  


گروهی به تهران ودراصــــــفهان   


گروهی به خرسان وچاهن مکان


براین پاک ، سادات مـــردان درود   


که بردین اسلام بدند ،  رهنمون  

   
 از دست نوشته های زنده یاد :  نورمحمد مجیدی کرایی