یادنامه نورمحمد مجیدی کرایی مورخ ،شاعر و نویسنده

این وبلاگ در زمینه معرفی شخصیت و آثارزنده یادنورمحمدمجیدی کرایی مورخ ،نویسنده و شاعر ،از استان کهگیلویه و بویراحمد ومباحث اجتماعی و فرهنگی فعالیت می نماید.

شب یلدا !
ساعت ٥:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۳٠  کلمات کلیدی: شب یلدا ! ، اردوان مجیدی کرایی

                                به نام خالق فصلها                             

شب یلدا !

پایان فصل پاییزدل انگیز،

پایان قدم زدن روی برگهای نارنجی،

پایان اشک ملایم آسمان

و آغازهق هق ابرها ،

آغازی بر پایان برگ ریزان ،

زادروز قطره قطره های شبنم پاک سحر،

ترنم صدای باران ،

نزول برف چشم نواز ،

نوید سرمای سوزناک،

رونق تن پوش های گرم ،

ندای تولد سرمای نفس گیر  ،

نوید چیرگی نور بر تاریکی ،

 وداع با پاییز

و سلامی به زمستان ،

شب چله ،

یاد نیاکان ،

شبی به یاد ماندنی !

 ی ل د ا یتان خجسته باد . 

                      اردوان مجیدی کرایی  


 
حجت الاسلام والمسلمین حاج سید محمود رایگانی از علمای دینی سادات رضاتوفیق
ساعت ٤:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢۳  کلمات کلیدی: حجت الاسلام والمسلمین حاج سید محمود رایگانی ، پژوهش نورمحمد مجیدی کرایی در باره بلاد شاپور

                         به نام آن که جان را فکرت آموخت

           حجت الاسلام والمسلمین حاج سید محمود رایگانی

                 از علمای دینی سادات رضاتوفیق کهگیلویه

  یکی از پژوهــــــــــــش های زنـــــــــده یاد نورمحـــــــمد مجیدی کرایی در باره" بلاد شاپور "  می باشد . در این پژوهش ‌آداب و رسوم ، پیشینه تاریخی ،‌اقوام و آثار باستانی ،ایلات و طوایف ،اماکن تاریخی ،تحولات سیاسی و اجتماعی  ،علما ، شعرا و مشـاهیر بلاد شاپور مورد بررسی  قرار گرفته است . در بخش علمای دینی  ، درباره مرحوم  حجت الاسلام والمسلمین حاج سید محمود رایگانی مطلبی نوشته شده که به شرح زیرنقل می شود :

 

 

 

           حجت الاسلام والمسلمین حاج سید محمود رایگانی

ازفضلاء وعلماءسادات احمدی رضا توفیقی وفرزند مرحوم آقا میرخلیل احمدی است ؛ که عمری را درگسترش فرهنگ دینی و مردمی استان کوه گیلویه وبویراحمد و خوزستان سپری نموده است .آقای دکتر سید منصور رایگانی فرزند ایشان که در حال حاضر استاد تمام دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، دبیر بورد تخصصی و رئیس انجمن طب فیزیکی و توانبخشی کشور هستند،شمه ای اززندگینامه ایشان  راکوته وار چنین بیان می نماید:

شادروان حجت الاسلام حاج سید محمود رایگانی ازروحانیون وارسته ، فداکار ومردمی  دراستان کوه گیلویه وبویراحمد وخوزستان بودند، که درسال 1313 هجری شمسی دراین استان درخانواده ای اصیل وسابقه دار به دنیا آمدند .نسب پدری ایشان به سادات احمدی رضا توفیقی می رسد .ازطرف مادر ازخاندان روحانی سادات محمودی معروف به مشهدی ، ازاولادان امامزاده محمود طیار علیه السلام می باشد.

مرحوم حجت الاسلام رایگانی دراوان کودکی وبلوغ نزد شوهر خاله خود مرحوم آقا سید محمود ازسادات مشهدی ، که عالمی وارسته وپرهیزگار بود ؛ مقدمات علوم حوزوی وادبیات را فرا گرفته ونهایتا جهت تکمیل تحصیلات به حوزه علمیه شهر بهبهان مهاجرت نمودند.  پس ازکسب علوم مقدمات وسطوح علوم اسلامی ازمحضر آیات عظام آن شهرستان  ، به منظور تکمیل دانش فقهی ودروس خارج  ، راهی شهر مقدس نجف اشرف شدند ومدت ده سال دراین حوزه شریفه ازجلسات درسی حضرت آیت الله العظمی خویی ،آیت الله العظمی حکیم، آیت الله العظمی شاهرودی وآیت الله شهید مدنی ودیگر آیات عظام کسب دانش نموده وبا اخذ اجازات لازم ازمحضر آن علماء بزرگ برای انجام خدمت به ایران بازگشتند . بعد از استقرار در منطقه اقدام به تبلیغ شریعت ، تصدی امور حسبیه و رفع مشکلات اجتماعی مردم در مناطق گرمسیری کوهگیلویه و سردسیری بویر احمد نمودند. پس از بازگشت با صلاحدید بزرگان فامیل وانجام وصلت با خاندان اصیل و محترم شرافت (از بزرگان منطقه) ، موجبات تحکیم روابط ایلی و استحکام روابط اجتماعی منطقه گردیدند.

چندین سال پس از استقرار در منطقه بنا به درخواست  حضرت آیت الله العظمی آقا سید علی بهبهانی و درخواست مردم، ضمن تدریس درمدرسه آیت الله بهبهانی درشهر اهواز ،  به شهرستان رامهرمز مهاجرت ودرآنجا اقامت گزیده ونمایندگی کارهای علمی وپیشنمازی مردم شهر رامهرمز را پذیرا گشتند. حضور ایشان در رامهرمز موجب ایجاد اتحاد، همدلی وگسترش خدمات دینی و اجتماعی و رفع مشکلات ومعضلات قومی وعشیره ای ، که درشهر رامهرمز ریشه تاریخی وطولانی داشت گردید وتنشهای موجود را مبدل به هماهنگی وهمدلی مردم شهر وحومه رامهرمز نمودند. با گسترش واشاعه فرهنگ دینی، مساجد ومدارس وکتابخانه های مذهبی شهر راتعمیر وبازساری ودرایام ماههای محرم وصفر دهها واعظ ومبلغ دینی را به روستاهای شهرستان گسیل می داشت ، تامردم را به آموزش ویادگیری مسائل دینی و اجتماعی تشویق وترغیب نمایند.

 مرحوم حجت الاسلام رایگانی دراین مقام معنوی خدمات ارزنده ای انجام دادند . درفواصل اقامت درشهر رامهرمز به سرزمین آباءاجدادی خود در استان کوگیلویه وبویراحمد ،سرکشی نموده وبه حل وفصل مسائل شرعی واجتماعی مردم آن سامان نیز می پرداختند.

درآغاز انقلاب اسلامی، دربرانگیختن وتشویق مردم خوزستان برضد دستگاه شاه مخلوع  ، نقش مهمی داشتند و با وجود هدایت و راهبری تظاهرات و اجتماعات مردمی ،  با کیاست ذاتی و سیاست مانع ازبرخورد منجر به جرح یا شهادت توسط نیروهای نظامی با مردم می شدند؛ که هنوز این خدمت بزرگ زبانزد مردم رامهرمز وحومه است. درسالهای دفاع مقدس با پذیرش مسئولیت فرماندهی بسیج عشایر درفراخوانی، تجهیز وهدایت عشایر کشوردر جبهه های جنگ درخوزستان خدمات شایان توجهی انجام دادند ، که گوشه هایی ازآن درجراید واسناد اداری استان منعکس است.

این عالم بزرگوار ،  که عمری را درخدمت مردم وگسترش مسائل دینی سپری نموده بود ؛ در تاریخ 25/ 10 /59 که برای تهیه وتدارک نیازمندیهای تدارکاتی  جبــــــــهه جنگ به تهران می رفت، دریک تصادف اتومبیل به شهادت رسید.

http://yademovarekh.persianblog.ir


 
شناخت کرایی های سیستان بلوچستان
ساعت ٤:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٧  کلمات کلیدی: شناخت کرایی های سیستان بلوچستان ، کوچ اجباری ایلات کرایی به سیستان وبلوچستان ، نورمحمد مجیدی کرایی

شناخت کرایی های سیستان بلوچستان

کوچ اجباری ایلات کرایی به  سیستان وبلوچستان

با توجه به عدم وجود اسناد نوشتاری و بعد زمان ، آگاهی چندانی از مهاجرت ایل کرایی در دست نداریم ؛ اما همین اندازه آگاهیم ، که به این انگیزه که مرزهای جغرافیایی این قوم ، در محدوده  ایلات لرستان بزرگ جای داشته و این مردم کوه نشین و دلیر ،  در بروز هر پیشامد سیاسی و اجتماعی، شرکت جسته و با بیگانگان و ستیزندگان در پیکار و رزم بوده اند ؛ شرایطی برای کوچ اجباری آنها فراهم گردید.

در تازش لشکریان مغول ، که نه ماه در سرزمین آنان ، پیرامون دژ مانگشت ، پایگاه کشتار و ویرانگری و مرگ آفرینی داشتند، گزند و آسیب مالی و جانی بسیاری دیده ، به گونه ای که در اثر آن تهاجمات ، مردم کواراکان ناچار به کوچ های اجباری یا اختیاری شده اند .

 در اثر این کوچ های اجباری یا اختیاری ،  حدود هیجده تیره از مردم کرایی ، در دوران مغول به سرزمینهای استان کرمان، سیستان و بلوچستان و خراسان رفته و در آن ایالات سکونت نموده اند. در این استانها بازماندگانشان به نامهای : کرانی، کرایی و به گویش بومی سیستان و بلوچستانی، کهرایی، کهرازهی و کورایی نامیده می شوند.

مردم کرایی ، که هم اکنون در استان بلوچستان و سیستان ، بخشهایی در بلوچستان پاکستان ، افغانستان و خراسان زندگی می کنند ؛ با توجه به اقامت دیرین آنان ، به فرهنگ و زبان بلوچی و سیستانی سخن گفته و پیرو مذهب اهل سنت می باشند.

 

درمجموع ، مردم این قوم که در مناطق بلوچستان ، پاکستان ، افغانستان و خراسان نشیمن دارند ؛با نام و عنوان قومی (محمدحسنی) و یا ممسنی شناخته شده و خود را از فرزندان محمــــــــــــد بن حسن    می دانند ؛  که اصطلاحأ محمد حسنی ،و با کاهش واژه ، ممسنی خوانده شده اند .  آنها می گویند : از شیراز به استان سیستان و بلوچستان کوچ و از این سرزمین به نواحی سیستان(مکران) و بلوچستان ، پاکستان و افغانستان پراکنده شدند.

این مردم در مناطق و شهرهای ایرانشهر، زاهدان، خاش، میرجاوه، چابهار، باهه و کوچه، دشتیاری و شهر سرباز و شهرهای خراسان مانند: سرخس و مرزهای افغانستان، زندگانی ایلی و شهری دارند . باتوجه به زمان زیادی که این دراین ولایات گذرانده اند  ؛ همگی فرهنگ قومی باستانی خود را فراموش و به فرهنگ منطقه ی  سکونت خود روی آورده ، به آن گویش صحبت نموده و در کسوت و لباس آنان درآمدند.

 

کرایی های  (کهرایی) استان سیستان و بلوچستان

بر سر زمان کوچ اجباری طوایف کرایی ، یا به فرهنگ و گویش قومی بلوچی (کهرایی، ﻛﻬرازهی) ﻛرایی و کورایی، اختلاف نظر و دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. برخی کوچ های اجباری آنان را به دوران حملات مغولان در حاکمیت هلاکوخان مغول به لرستان بزرگ: بختیاری، ممسنی و کوگیلویه در زمان اتابکی امیر تکله هزاراسف می دانند؛ بعضی این کوچهارابه‌‌‌‌‌‌روزگارشاهان صفوی و نادرشاه افشار مربوط می نمایند . اما آنچه درخور پذیرش است، این واقعیت است که ، کوچهای اجباری مردم ﮐﺮایی سیستان و بلوچستان در زمانی دور پیش آمده، چه فرهنگ ، زبان و آیین بلوچی و حتی سبک تن پوش و لباس آنان  ، که همگی برگرفته از سنت و نژاد بلوچی است  ، نشان می دهد که آنان دوران بسیار دوری دراین سرزمین نشیمن گزیده و با فرهنــــــــــــگ و مذهب بلوچی زندگانی  نموده اند.

 ﻛﺮایی ها ، که بیشترین اقوام آنان ،  ورای چهرگان بلوچیان که - همانند مردم هند و پاکستان سبزینه و تیره سانند-  سپید پوست ودارای قد و قامت بلند می باشند ؛ این دوگانگی ، تمایز نژادی(لری)آنان را از بلوچها نشان می دهد.

منابع تاریخی و جغرافیایی سرزمین های سیستان و بلوچستان و مکران باستانی ، بویژه کتاب جغرافیایی که زنده یاد افضل الملک کرمانی درباره  سیستان و بلوچستان نوشته و بخشهایی از این اثر ارزشمند در مجله یادگار به سال 1328 شمسی به چاپ رسیده[1]  ،  به روشنی از ایل ﻛﺮایی بلوچستان و سیستان با نامواژه کرایی و کورایی ، در سرزمین های مختلف یاد می کند .  

شمار این خانوارها بر اساس اطلاعات محلی ،که در ســـــــــالهای 1328-1320 نگارش یافته، در مجله یادگار تهیه شده ،که با توجه به بعد زمانی می بایست شمار مردم ﮐﺮایی بلوچ به حدود یک میلیون نفر رسیده باشد.

در همین مجله از بخشی از طایفه ﮐﺮایی یاد می شود ، که در بنادر مکران باستانی  (چابهار، سرباز ، کوچه و باهه )  نشیمن دارند.

طوایف کرایی سرزمین ﻣﮐﺮان نیز ، در زمانی دور  ، در این جا به گونه ای پراکنده می زیسته اند ؛ چه هر تیره ای در منطقه ای ،  به انگیزه نیاز زندگی ، کوچ و مانند دیگر قبایل و طوایف بلوچی و سیستانی  در محدوده ، مرز و محلی ، زندگی قبیله ای داشته اند . از این رو این مردم در کنار طوایف دیگر در مناطق مربوط به بنادر متعلق به مکران، جدا از دیگر شاخه های هم نژاد خود با نام و نشان قومی ﮐﺮایی نشیمن گزیده اند. ....

 منابع محلی سیستان و بلوچستان

در سفری که در تاریخ 29/3/1388 خورشیدی به شهر زاهدان، مرکز استان سیستان و بلوچستان ، برای شناخت و تحقیق بیشتر درباره ی ایل کرایی ، نشسته در نواحی سیستان و بلوچستان ایران داشتم؛ در  خانه جناب سردار (رئیس) سید محمد کهرازهی ، سردار ایل کهرازهی(کرایی یا کهرایی) شهر خاش، که در شهر زاهدان ساکن بود، میهمان شدم. پس از استراحتی کوتاه ، از آن مرد آگاه و با فرهنگ پرسیدم:  نیاکان گرامی شما از چه تیره ، طایفه و از چه سرزمینی و ایلی به سیستان و  بلوچستان مهاجرت کرده اند؟

ایشان در پاسخ به پرسش من فرمودند: نیــــــاکان من از مردم کهرازهی ( کهرایی یا کرایی) می باشند که از شیراز به سیستان و بلوچستان کوچ کرده اند. مردم این ایل،  خاندان ما را به سرداری ، کلانتری و بزرگی در نواحی سیستان و بلوچستان پذیرفته و برگزیده اند؛  من هم اکنون افتخار خدمتگزاری و حل و فصل اختلافات و پاســـــــــــداشت شرافت قومی آنان را دارم.

سردار کهرازهی فرمودند: آنچه از نیاکان ما سینه به سینه نقل و بازگو شده حاکی است که : زمان حمله هلاکوخان مغول به لرستان بزرگ ، از نواحی شیراز همراه 18تیره از نژاد ایل کهرایی کرایی به سرزمین سیستان و بلوچستان کوچ نموده اند . هر تیره و  شاخه ای بنا به ماهیت و نیاز زندگی دامداری و کشاورزی در شهر و دیاری مانند: ایرانشهر، خاش، (مرزپاکستان)، زاهدان (دزآب قدیم) و روستاهای نجف آباد، رستم آبادو خسروآباد در حوزۀ شهری (خاش) نشیمن گزیده اند .   

 مرکز قومی کهرازهی (کهرایی ها) در سی کیلومتری شهر خاش در نزدیکی کوه تفتان در روستای پاول است که ایل ما ، در آنجا جا و مکان دارد.  البته جدا از طوایفی از ایل ما،  سران و سردارانی دیگر از ایل کرایی دارند و در شهرهای بنادر مکران از جمله: چاه بهار، سرباز، دشتیاری ،کوچه و باهه ،  نشیمن دارند ؛ که بر سر هر ایل و تیره ای سرداری ، برابر قوانین ایلی و نژادی دارند ؛که بر اساس عرف و سنت     کدخدا منشی ، تنشهای درون قومی را حل و فصل می نمایند.

سردار کهرازهی سن و سالی نزدیک به هفتاد و اندی سال دارد. این بزرگ مرد تعداد یازده پسر به نامهای:1-امان الله  2-دادالله  3ـمحمدعلی  4ـمحمدنیاز  5ـمحمدامین  6ـبهروز  7-ضیاءالرحمن 8-آصف  9-احمد  10-حمید  11- اسماعیل دارد، که با فرهنگ و ادب و مانند پدر و نیاکان لرخود  قد بلند و رشید می باشند.

سردار کهرازهی می گوید: ایل ما به گونه ی پراکنده  ، در شهرهای سیستان و بلوچستان و نواحی آن زندگی دارند. طوایف بسیاری از آنان حدود 200سال پیش  ، از بلوچستان ایران به پاکستان کوچ و در آن ایالت دارای تشکیلات و سازمان های قومی می باشند . در رأس قوم آنان که به کهرازهی (کرایی زادگان) شناخته می شوند، سردار بلوچ خان محمدحسنی  ، سپس فرزندش عارف محمدحسنی  و بعد پسر او غلام حیدرخان محمدحسنی جانشین او شده و سردار ( رئیس) بخشی از کهرازهی های بلوچستان پاکستان می باشد.

وی می افزاید: علاوه بر سردار غلام حیدرخان ممسنی، جناب حاج محمدگل خان ممسنی کیهازهی بوده ، که پس از او فرزندش فتحی محمد (محمدحسنی) جانشین او شده است . وی  با توجه به  فرهنگ و  مردم داریش ، در دولت بی نظیر بوتو، نخست وزیر وقت کشور پاکستان ، وزیر دولت محلی بلوچستان پاکستان شده است . اوهم اکنون از مردان صاحب نام و سیاستمدار پاکستان می باشد.

در افغانستان نیز ایلی بزرگ ، به رهبری و سرداری تاج محمدخان (یاکی زهی محمدحسنی) در میان مرزهای پاکستان با افغانستان زندگی دارند ؛ که از تیره های قومی کهرازهی (کرایی) محسوب می شوند.

در استان خراسان  ، بین شهرهای زابل ، بیرجند و سپیدآباد  ، بخشی از همین قوم( کهرازهی) نشیمن دارند ،  که به مردم قوم محمدحسنی شناخته می شوند.

سردار کهرازهی شجره نامه ای به خط و زبان اردو  ، به من نشان داد ،که تبار لری خاندان و نیز اسامی نیاکان او را می نمایاند . بخشی از آن خاندان ، در سیستان و بلوچستان و تیره هایی از آنان به پاکستان (بلوچستان پاکستان) مهاجرت و در حکومت ها نقش سیاسی و سپاهیگری داشته اند. .....

  

  حاج ابراهیم کهرازهی 

 

آقایان : ضیاءالرحمن کهرازهی ، سردار حاج سعید محمد کهرازهی ،مهندس هادی خزامی ، مولوی حافظ عبیدالله ٰ، حاج امان الله کهرازهی ، یحیی بیغمی 


 

سمینار ایل کرایی :

 

 

برادران و دوستان :

 

 

 ماخذ : کتاب ایل باستانی کرایی . تالیف زنده یاد نورمحمد مجیدی کرایی

 



[1] - مجله یادگار – سال هشتم و نهم، به سردبیری اقبال آشتیانی – ص 110

 

 
به بهانه هفته کتاب ،یادی از نویسنده ، شاعر و مورخ سفرکرده : نورمحمد مجیدی کرایی
ساعت ٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/۱٢  کلمات کلیدی: به بهانه هفته کتاب ، یادی ازمورخ سفرکرده نورمحمد مجیدی کرایی

به نام خداوند احساس پاک

به بهانه هفته کتاب ،یادی از نویسنده ، شاعر و مورخ  سفرکرده : نورمحمد مجیدی کرایی 


ای مورخ !

چهل سال،

 با تلاشت ،

با گذر از جاده سنگلاخ زندگی ،

سختی ها را به امید شناخت قوم  لر ،

بر خود هموار کردی .

ای مورخ !

آئینه ای از گذشته و چراغی برای آینده  ساختی ،

آئینه ای شفاف و تمام نما ،

چراغی فروزان و نورانی ،

تصویری از پیشینه خاک و تبارمان ،

پیشینه قوم لر در گستره ای بزرگ،

از کهگیلویه و بویراحمد تا ممسنی فارس ،

از ارجان بهبهان و خوزستان تا سیستان و بلوچستان 

و تا سراسر خاک پاک ایران زمین !

ای مورخ !

از دلاوری ها ،

سختی ها ،

پیروزی ها و شکست هایمان،

ازآنچه بر نیاکانمان گذشت ،

اگرمی شد ، با قلمت نوشتی ،

وگرنه ، با زبانت نقل می کردی ،

وگرنه ،

کوله بارت را می بستی ،

با داشته ها و نداشته ها ،

 دست و پنجه نرم می کردی ،

به مناطق لرنشین ایران زمین  ،

ولو دور دست ،

سواره و پیاده ، کوچ می کردی ،

می دیدی ،

می پرسیدی ،

می شنیدی ،

می اندیشیدی ،

می نوشتی ،

می گفتی ،

یافته هایت را با زبان،

با شکر زبان فارسی،

با گویش شیرین لری ،

با نثر و نظم آهنگین ،

ای مورخ !

حیف است از سروده هایت نگویم ،

آری !

در چامه هایت از زندگی و امید ،

تا مرگ و آغاز کوچی دگر سرودی،

با شعرهای حکایت گونه ات ،

درس اخلاق آموختی ،

گاه ، برگی از تاریخ مناطق را ،

به زبان شعر سرودی ،

تاریخ یاسوج و بازرنگ ،

تاریخ دهدشت و بلاد شاپور ،

تاریخ لیشتر ،

تاریخ چرام ،

تاریخ بهمئی ،

و خاک پاک وطنم ایران را ،

 در یک کلام ،

گاه از تلخی های روزگار سرودی ،

گاه از شیرینی هایش ،

ای مورخ !

می دانیم ،

منابع ، محدود و اندک !

و راه دشوار و  دراز بود !

کوه دردها سر به فلک کشیده ،

وگستره دیار قوم لر وسیع ،

اما این همه ،

در مقابل عزم پولادین رهروش ،

 ناچیز بود .

ای دوست !

ای برادر !

 ای خواهر !

ای آشنا !

مجیدی ،کوچ ابدی کرد !

کوله بارش را زمین گذاشت !

باشد ،که ما و شما ره پویانش باشیم .

یادش در خاطره ها جاویدان باد !

 

تا درودی دیگر ،

بدرود !

                              ارادتمند شما: اردوان مجیدی کرایی