یادنامه نورمحمد مجیدی کرایی مورخ ،شاعر و نویسنده

این وبلاگ ،به معرفی آثارزنده یادنورمحمدمجیدی کرایی ، مورخ ،نویسنده و شاعر،از استان کهگیلویه و بویراحمد و مباحث اجتماعی وفرهنگی می پردازد.

اخلاق
ساعت ٤:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٩  کلمات کلیدی: اخلاق (شعری اززنده یاد) ، شعری از نورمحمد مجیدی کرایی در مورد اخلاق ، ارزش اخلاق - شعری از زنده یاد
                    

 

آن که  جهان را می کند درعصرما روشن به نور


آن که کند جهل وفساد و فتنه و شر را به گــــور


آن که درخشان می نمایدعالم انســـــــــــــانیت


نیز او به قلب زندگانی افکند عشــــــــق وسرور


اخلاق می باشد ، کزونابود گشته کینــــــــــه ها


هم زو در آسایــــش بود ، جان ضعیفانی چو مور


قومی کزین آب حیات ،آبی نخورد در زنـــــــــدگی


آن قوم از انسانیت ، فرسنگـــــــــــها باشد به دور


آن که به اخلاق و منش ، درعمر نبـــــــــودپای بند


باشد به سان حیوان ، بی عقل وپنــــــدار و شعور


انسان به دور زندگی ، دارد بر این گوهــــــــــر نیاز


آن سان که گیتی و جهان ، محتاج می باشد به نور

   
             
سراینده : نورمحمد مجیدی کرایی


 
شناخت بیشتر نورمحمد مجیدی کرایی
ساعت ۳:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٩  کلمات کلیدی: خاطره ای از نورمحمد مجیدی کرایی ، یادی از نورمحمد محیدی به قلم فریدون کرایی ، نورمحمد محیدی کرایی از نظر آقای نورمحمد حسینی سوق

نورمحمد مجیدی کرایی با  کسانی که در در زمینه پژوهش های تاریخی واجتماعیفعالیت می نمودند ارتباط خاصی داشته است. یکی از این اندیشمندان آقای فریدون کراییاست . در اینجا مطلب وخاطره ای از ایشان که به مناسبت کوچ ابدی اش نگاشته است را می خوانیم . 

لطفا پیوند زیر را کلیک نمایید :

یادداشتی به یادبود نورمحمد مجیدی کرایی 

 

یکی دیگر از پژوهشگرانی که در زمینه شناخت زنده یاد اظهار نظر نموده است  جناب آقای دکتر سید نورمحمد حسینی سوق است. ایشان در مقاله ای وی را به عنوان پرکارترین نویسنده استان معرفی کرده است. 

لطفا پیوند زیر را کلیک نمایید :

 پژوهشگرو پرکارترین نویسنده استان  

 


 
کمک به آسیب‌دیدگان [در سرزمین کهگیلویه وبویراحمد ]
ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢۸  کلمات کلیدی: کمک به آسیب‌دیدگان [در سرزمین کهگیلویه وبویراحمد ] ، رسم کمک به همنوع در سرزمین کهگیلویه وبویراحمد

کمک کردن از رسوم قدیمی و ممتاز این سرزمین است، خصوصاً در حوادثی مانند آتش‌سوزی ، غارت ، دامادی و غیره. مردم هر طایفه در صورت تقاضای کمک از سوی خانه سوختگان، به فراخور شأن و مقام ایلی خود کمک‌هائی از قبیل قالی، گلیم، لحاف، نمد و دیگر اثاث البیت می‌دهند. همچنین در مورد غارت شدگان که به اصطلاح محلی «مرده مال» گفته می‌شود وسایل خانگی داده می‌شود و یا اگر گله احشام غارت شده باشد مشابه آن گاو و گوسفند به غارت شده تحویل می‌شد. کلیه این کمک‌ها بلاعوض و رایگان و به حکم وابستگی ایلی و خویشاوندی ضروری است.

منبع : کتاب جغرافیای طبیعی وتاریخی استان کهگیلویه وبویراحمد . تالیف :نورمحمدمجیدی کرایی


 
نشستند و گفتند و برخاستند و اینک ...
ساعت ٤:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢۸  کلمات کلیدی: نشستند و گفتند و برخاستند


 
تنها خاطره ها می مانند و ... !
ساعت ٤:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢۸  کلمات کلیدی: تنها خاطره ها می مانند


 
همراه با برادر ، منسوبین و دوستداران !
ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٧  کلمات کلیدی: همراه با برادر ، منسوبین و دوستداران !


 
یادباد آن روزگاران یاد باد !
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٧  کلمات کلیدی: یادباد آن روزگاران یاد باد ! (تصویر)


 
تصویری از نورمحمد مجیدی کرایی
ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٧  کلمات کلیدی: تصویری از نورمحمد مجیدی کرایی


 
او رفت و ما را تنها گذاشت !
ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٧  کلمات کلیدی: او رفت و ما را تنها گذاشت !


 
یادی از زادگاهم لنده !
ساعت ٤:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٧  کلمات کلیدی: یادی از زادگاهم لنده ! ، شعری از نورمحمد مجیدی کرایی درباره لنده

چه از ایـــدنک سوی لنده شوید

بوی رامش و علــــم و دین بشنوید

که لنــــده مرا بوده است زادگاه

مرا نیز کاشانه و دستــــــــــــــگاه

در این بومگاه دانــــــش آموختم

چراغ خـــــــــــــــــــرد را برافروختم

حق مردمــــش هست در گردنم

که تا جان شیـــــــــرین بود در تنم

به لنـــــــده برفتم به مکتب سرا

گرفتم گل علــــــــــــم و دانش فرا

به آموخــــتن درس بودم به پیش

گرامی مرا داشتند قــــوم و خویش

به امید رفتار نیکـــــــــــــــویشان

به خلق بهین و نکو خـــــــوی شان

بکردم ره عــــــــلم و دانش کزین

ز آنان شده دانشم این چنیـــــــــن

مجیدی به جولان درآور قـــــــلم

به گلـــــــــــزار بگذشته ها زن قدم

به همراه یاران دیـــــــــرینه سال

که بودند در کودکی همـــــــــــزبان

به اسب و خر و استران گه سوار

به گردش به دالان کـــــــــــــوه بنار

خوشا تنـــــــگ مونه و کبکان آن

خوشا در کـــــــــــمرها شکاران آن

خوشا سکو وبرکـــه ی نرگسی

که پیشـــــــینه اش را نداند کسی

بر این کوه مـــــردان مزداپرست

به زمزم اوســــــتا و برسم بدست

بر آیین زرتشت و دیـــــــن بهی

دل از اهـــــــــــرمن هابکردند تهی

پرستندگانی به خورشیــد و ماه

که این بودشان کیش و آیین و راه

به لنده بدست جنگـــــل موروبن

کنام ددان و گـــــــــــــــرازان در آن

در این جنگل خودروو سبزه پوش

شده آشیان ددان و وحـــــــــــوش

به اهل خـرد می دهد این نشان

که مورد  یادگـــــــــاری ز زرتشتیان

گمان من ار باشدش راســــــتین

کــــــهن جایگاهیست این سرزمین

در این جا درخت خـــــــــدا آفرین

بسی بود و رویید اندر زمیـــــــــــن

بسان ربیک و بن و کــــــــــــــنار

درختان بی میـــــــــــــــوه و بار دار

یکی زین درختان بود بنگــــــــــرو

که نه مـــــــــــزه دارد نه بار و نه بو

درختیست روینده در گرمســـــیر

گهی نیز روییده در سردســـــــــــیر

بجای دگر جنگــــــــــــل مورد بن

بسی شاخه و ریشه زاییــــــــده آن

کنارش درختان بن و کنـــــــــــــار

که پر بار بودند فصل بهـــــــــــــــــار

تنیده بهم شاخـــــه ی هر درخت

تنومند و انبوه و سبــــــــــــزینه رخت

که بگذشتــــــه ها بود آن پر زآب

زمونه برون آمــــــــــــــــدی با شتاب

برون و درونش درخت بلـــــــــوط

که بود از برای کسان نان و قـــــــوت

بهر گوشه آوازه ی کبــــک و سار

پران اززمین بر سوی کوهســــــــــار

بهین جای بودست بهر شکــــــار

بهر جای آن سبزه و مرغــــــــــــــزار

خوشا دامن کوهســـــــــــــار بنار

خوشا گله و دسته های شــــــــــکار

خوشا پشم کاران و آب قنــــــــات

که نوشیـــــــــــدنش می فزاید حیات

زمانی که من بوده ام خـــــردسال

همه جای بوده درخت و نهــــــــــــال

در اینجای بودم به سیرو به گشت

سواره بهرکوه و میـــــــــــدان و دشت

بهر جای بودم برای شــــــــــــــکار

بهرچشــــــــــــمه و دره ای رهسپار

ز تیرم پیـــــــــاده چه بر پشت زین

بز و پازن افتــــــــــــــــاد بس بر زمین

پرنده چه پران شدی بر هــــــــــوا

ز تیرتفنــــگم نگشتی رهــــــــــــــــــا

کنون که شدم پیر و فرســـوده تن

بیاد آیدم روزگارکـــــــــــــــــــــــــــــهن

نه بینم درختی به کوه و به دشت

نه تفریحــــــــــــــــگاهی برای نشست

دگر جنگلی نیست  لنــــــــده بجا

همه گشته است منــــــــزل و خانه ها

مرا بود لنـــــــــــــــده بهین زادگاه

مرا بود فرخنـــــــــــــــــــــده ای جایگاه

بیاد آورم لنــــــــــــــده را هر زمان

که بوده است هستی و عمــــــرم از آن

 

 سراینده: نورمحمد مجیدی کرایی

 

 ماخذ : کتاب ایل باستانی کرایی 

 تالیف: نورمحمد مجیدی کرایی

 

 

 

 

 


 
رودخانه تاب(مارون)
ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٧  کلمات کلیدی: رودخانه تاب(مارون) ، رودخانه های استان کهگیلویه و بویراحمد

 

رودخانه تاب(مارون)

رودخانه تاب در بیشتر منابع جغرافیایی ذکر شده است. ابن حوقل در صورة الارض می نویسد:

«رودهای فارس آبهای گوارا و خوب دارند و بزرگترین آنها رود تاب است که از مرزها و کوههای اصفهان سرچشمه می گیرد و در ناحیه سردن ظاهر می شود و از نواحی ابرج گذشته به رود مسن می ریزد و این رود مسن از قسمتهای پائین اصفهان تا نواحی سردن جریان می کند و رود تاب در قریه ای به نام مسن به این رود می پیوندد و آب آنچه زیاده بر احتیاج مردم قریه است بسوی ارجان از زیر پل پکان جاری می شود. این پل میان فارس و خوزستان قرار دارد  و یه عقیده من از پل قرطبه «اندلس» بزرگتر می باشد و ان را بعضی از بومیان فارس ایجاد کرده اند .انگاه رود مذبور روستای ریشهر را مشروب کرده، در حدود سینیز به دریا می ریزد.»[1]

نزهت القلوب می نویسد:

«آب تاب از کوه های سمیرم لرستان بر می خیزد و همه وقتی گذار اسب ندهد، به آب مسن پیوسته از قنطره(پل) سکان (پکان) بگذرد و روستای ریشهر را آب بدهد و به حدود سینیز در دریا ریزد و این آب سرحد فارس و خوزستان است. طولش 47 فرسنگ باشد.»[2]

فارسنامه ناصری به ذکر این رودخانه و شعبات فرعی آن پرداخته است و می نویسد:

« رودخانه تاب کهگیلویه آبش شیرین. گویند از آب دجله بغداد گواراتر است.آب چشمه ممبی و آب اوسل در رود قلات ناحیه یوسفی کهگیلویه بهم پیوسته، در دامنۀ قلعه دزکوه به رودخانه کلات آمیخته، رودخانه تاب شده از تنگ تکاب ناحیه ی حومه ی بهبهان می گذرد. در قدیم در کناره ی شهر ارجان بندی بر این رودخانه  بسته، دهات حومه ب هبهان را اب می داد و اکنون آن بند شکسته است و یک جانب رودخانه دیمی مانده است و دهات جانب دیگر را اب دهد. پس از آب چشمه قیر و چشمه تاشان حومه ی بهبهان به این رود آمیخته بعد از چندین فرسخ که از چم نظامی بگذرد در جایزان رامهرمز چون به رودخانه آرماش آمیزد، رودخانه جایزان شود.»[3]

گاوبه شمن دربرداشتی از نوشته ی فارسنامه ناصری می نویسد:

« طاب، تاب، کردستان(مارون)- آب آن شیرین تر و گواراتر از آب شط العرب در بغداد. در ناحیه یوسفی کهگیلویه آب چشمه مونبی(ممبی) و رودخانه کلات بهم می پیوندد. در نزدیکی قلعه دزکوه اینها با رود کلات بهم پیوسته و رود طاب را تشکیل می دهند. از تنگ تکاب تاب وارد ناحیه بهبهان شده پس از ان آبهای سرچشمه قیر( گرآب)، تاشان، حومه بهبهان به این رود وارد می شوند.

چند فرسخ از ان طرفتر در آنسوی چم نظامی نزدیک رامهرمز، طاب با رود آرماش بهم رسیده و بصورت رود جایزان در می آمیزد. رود تاب در 51 کیلومتری شمال شرقی چهل و هشت درجه بهبهان در اثر بهم رسیدن دو رودخانه یکی از ناحیه دیشموک،سی و هفت کیلومتری شمال نقطه اتصال این دو رود امده و رود کلات نام دارد و دیگری از یکی از سرچشمه های آن جریان داشته. لوداب، لوآب که تا ناحیه سادات امتداد می یابد( پنجاه کیلومتری شمال نقطه اتصال دو رود) و رود کلات شود.پس از بهم رسیدن این رودخانه بیست و پنج کیلومتری در جهت باختر جنوب غربی(255) جریان داشته و سپس بسمت جنوب منحرف می گردد . بعد از بیست و پنج کیلومتر رودخانه طاب به انتهای تنگ تکاب  رسیده و از آنجا تقریباً چهل کیلومتر بسمت باختر جاری گشته جلگه بهبهان را مشروب می نماید. کوه های آغاجاری در واقع سبب می شوند که این رود بعد از ان در جهت شمال بسوی رامهرمز جریان یابد. قبل و بعد از رامهرمز رودهای فرعی  دیگر وارد آن شده و از انجا در جنوب رامهرمز بسوی جنوب غربی امتداد می یابد. رودخانه مزبور سپس منشعب شده و قسمتی از طریق کارون و قسمتی هم در نزدیکی بندر شاهپور وارد خلیج فارس می گردد. در ناحیه مورد بحث رود طاب رودهای فرعی دیگر را در بر نمی گیرد. در کنار ایدانک قلعه دزکوه و ارجان قرار دارند.»[4]

رودخانه تاب که در حدود قرن سیزدهم هجری به استناد نوشته ی فارسنامه ناصری به رودخانه مارون تغییر نام یافت، در هر گذرگاهی از مسیرش، نام ولایتی گرفته و در هر محل و ناحیه ای به نامی شهرت یافته است. به استناد گزارشهای جغرافیایی منابع قدیم سرچشمه رودخانه تاب از کوه های سمیرم و شهرستان و نواحی اصفهان شکل گرفته و از انجا در ناحیه سردن ظاهر شده و از نواحی ابرج گذشته به رود مسن می ریزد و این رود مسن از قسمتهای پائین اصفهان تا نواحی سردن جریان می کند. البته محل  « ابرج» ابن حوقل و استخری و مسن، سایر مولفین جغرافیای قدیم مورد تحقیق و شناسایی قرار نگرفته است.اما به احتمال و احتیاط می توان تا حدودی محل این نواحی را که بعلت تغییر اسامی قدیمشان مشکلاتی نیز بوجود می آورد، شناخت. محل ابرج یا برج را می توان در حدود ناحیه سمیرم، بنا به گفته مقدسی، تعیین محل نمود.[5] محل قریه مسن که رودخانه تاب و مسن در آنجا بهم می پیوسته است، می تواند با توجه به اینکه اسمی به اسم روستای سن- سم- مسن در حدود یک کیلومتری قریه گوزنان لوداب وجود دارد، و همچنین مرزهای نواحی اصفهان، کوه های لوایا ناحیه لالستان، زیز یا زاز باشد که یاقوت حموی در معرفی آن می نویسد:

«الزز و لاته من ناحیه لالستان بین اصفهان و جبال اللر.»[6]

زز ولایتی است از ناحیه لالستان بین اصفهان و کوه های لر، یعنی در منطقه لوداب کنونی یا لوا (لی آباد یا لالستان) بوده است.

شاخه ی تاب که در ناحیه لوا (لوداب) به مسن می پیوسته، پس از عبور از طریق دم لوا به نواحی دشتک و پی انجیر می رسیده و از آنجا پس از جذب و حل آب چشمه های جوشان پی انجیر به خود، به طرف قلعه دختر حرکت می نموده و در آنجا که آخر ناحیه سردن (طیبی سردسیر) بوده با پیوند به رودخانه سردان یا چاروسا به رودخانه کلات معروف بوده و در آنجا بعد از آمیختن در آب روخانه «جن» یا «مورجن» روستای موگرمان طیبی گرمسیری به طرف تنگ آب تراب تغییر مسیر داده و در آنجا نام رودخانه تراب گرفته و پس از گذشتن از آنجا در روستای ایدنک به نام رودخانه ایدنک و از آنجا پس از حرکت در روستای موگر پس از درآمیختن با رودخانه کلات به اسم رود  قلات و موگر و از آنجا بنام رودخانه گدار نارکان و سپس رودخانه تنگ تکاب اسم گرفته و در محل شهر ارگان در زیر پل تکان (پکان) نام رودخانه ارغون یافته و پس از عبور از آنجا به نام رودخانه مارون یا کردستان و در حدود چم نظامی و نواحی جایزان اسم رود مارون و جایزان را اخذ کرده است.  

 

 ماخذ : کتاب جغرافیای طبیعی و تاریخی استان کهگیلویه وبویراحمد - تالیف : نورمحمد مجیدی کرایی

  


 

[1]- - ابن حوقل، صوره الارض ، ترجمه جعفر شعار- ص 44

[2]- نزهت القلوب، ص 334

[3]- فارسنامه ناصری،  2، ص 236-237

[4]- ارجان و کهگیلویه، ص 236-237

[5]- احسن التقاسیم، ج1، ص 33

 

[6]- معجم البلدان، ج 1، ص 140


 
ترنم قطعه شعری از زنده یاد !!
ساعت ۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٧  کلمات کلیدی: ترنم قطعه شعری از زنده یاد !!

بسیاری از دوستداران تماس گرفته و تقاضای درج شعر سنگ مزار زنده یاد را می نمایند .

تقدیم به همه فرهنگ دوستان :

روزی که زفقرنیست آثار                    هیج جا نبود فقیروبیکار

از بهر ریال و دستمزدی                     کس را ندهند جور و آزار

در گور مراخبرنمایید!

                                                     سراینده : نورمحمد مجیدی کرایی


 
کارت استفاده از خدمات آرشیوی کتابخانه
ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٧  کلمات کلیدی: کارت استفاده از خدمات آرشیوی کتابخانه


 
رودخانه های استان کهگیلویه و بویراحمد
ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٧  کلمات کلیدی: رودخانه های استان کهگیلویه و بویراحمد

رودخانه ها

 

رودخانه های اصلی این استان که در منابع جغرافیایی اسلامی آمده است، چهار شاخه است: - رودخانه تاب(مارون) - رودخانه سردان - رودخانه بازرنگ و - شیرین و به چندین شاخه فرعی که در فارسنامه ناصری هر یک جداگانه معرفی شده است، تقسیم می شوند.

 رودخانه بازرنگ(بشاور)

 

این رودخانه که نامش در منابع قدیم به اسم رودخانه بازرنگ ضبط شده در این زمان به بشار یا بشاور- تحریف شده« بی شاپور»- معروف است.

 فارسنامه ناصری در تعریف ان می نویسد:

 « رودخانه بشار از ناحیه رستم ممسنی، آبش شیرین و گواراست. آب چشمه گنجگان و چشمه براق بهم پیوسته در قریه یاسیج ناحیه تل خسروی کوگیلویه به آب سرتابه(سر آب تابه) پیوسته ی رود تل خسروی شود.»[1]

 گاوبه درباره ی این رودخانه می نویسد:

 «بشار- رودخانه بشار تقریباً از سی و پنج کیلومتری جنوب یاسوج سر چشمه می گیرد و این رودخانه از ناحیه رستم ممسنی جریان دارد. آب آن شیرین و مطبوع است. این رود آب چشمه های گنجگان براق و کمهر را در خود جای می دهد و در شهر یاسوج این رود با اب چشمه سر آب تابه بهم پیوسته و رود تل خسروی را بوجود می آورند. در نزدیکی های یاسوج رود بشار پهنائی در حدود 40 متر و عمقی بیش از نیم متر دارد، البته در فصول خشک سال این قسمتهای بشار، تل خسروی و از جنوب خاوری به سوی شمال خاوری جاری می باشند. از  طرح بالا می توان نتیجه گرفت که چشمه ها و رودهای فرعی و همچنین قسمتهای شبکه ی رودخانه ای تا پنجاه درجه شرقی قرار دارند.»[2]

 این رودخانه که شاخه هایی از رود رودک هایی از رودخانه سر آب تابه و صالحان به آن می پیوندد در محلی بنام دورود از نواحی کنونی بویر احمد به رودخانه فلارد سر حد شش ناحیه درآمیخته و تشکیل رودخانه خرسان را می دهد. اسامی محل عبور این رودخانه چشمه گنجگان و براق واقع در سرحد چهار دانگه کنونی و چشمه کمهر که ناحیه آن تقریباً به استان کهگیلویه و بویر احمد پیوسته تغییر اسمی نداده اند، لیکن ناحیه رستم ممسنی که در زمان تألیف فارسنامه ناصری به ناحیه کُمِر کاکان گفته می شد، به علت فروش و تصرف آن وسیله سران ایل قشقایی (حدود سال 1288) به اسم ناحیه کمهر و کاکان تغیر اسم یافته است.

 ماخذ : کتاب جغرافیای طبیعی و تاریخی استان کهگیلویه وبویراحمد . تالیف زنده یاد نورمحمد مجیدی کرایی

 



[1]- فارسنامه ناصری،  2 ، ص 323

[2]- ارجان و کهگیلویه، ص 252


 
در آرزوی صلح و دوستی جهانیان
ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٧  کلمات کلیدی: در آرزوی صلح و دوستی جهانیان ، شعری از نورمحمد مجیدی کرایی در خصوص آرزوی صلح

روزی که جهان به صلح گراید


برجای فساد وجنگ و تخریب

 

زهرجای خوشی و عشق زاید 


آهنگ صــــــــــــــــفا زدل برآید

                                    ! درگور مرا خــــــــــــــــبرنمایید                                   

                                 سراینده : نورمحمد مجیدی کرایی 

 


 
درآرزوی محیط زیست سالم و پایدار....
ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٧  کلمات کلیدی: درآرزوی محیط زیست سالم و پایدار ، شعری از نورمحمدمجیدی در مورد محیط زیست

 

روزی که میان هربیــــــــــــــــابان


یک سانت و وجب  زهر درو دشت  

 

سبزی و چمن شود نمایان 


نابینی بی گل و گلــــستان 

                                            !  درگور مرا خبر نمایید                                                  

                                                                    سراینده : نورمحمد مجیدی کرایی                                                 

 


 
شکوه دانش آموز!
ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٧  کلمات کلیدی: شکوه دانش آموز! ، شعری از نورمحمدمجیدی کرایی

   پسری نزد پدر شـــکوه نمود                   که پدر چاره نمـــــا دردم زود

   نمره کم داد معـــــلم درسم                   ترسم امسال بگردم مــــردود

   پدرش گفت که ای جان پــدر                  علت اینکار معـــــلم ز چه بود

   گفـــت علت بده ناخوندن من                  ورنه کی داشت معلم مقصود

   پدرش پاســــخ او گفت چنین                 کیــــــــــــفرکارخلافت این بود

   هر که کاهل شده بر آموختن                 نشود نمـــــره بدرسش افزود

   تانخــــــوانی توبجایی نرسی                   رنج نابرده نمی دارد ســـــود

   گنــــــج بی رنج نیایدبردست                   باربی رنج که خـــــرمن بنمود 

                 

                                                     سراینده : زنده یاد نورمحمدمجیدی کرایی


 
مهمترین آثاروتالیفات نورمحمد مجیدی کرایی
ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٧  کلمات کلیدی: مهمترین آثاروتالیفات نورمحمد مجیدی کرایی ، آثاروتالیفات نورمحمد مجیدی کرایی

 مهمترین آثاروتالیفات نورمحمد مجیدی کرایی :

از آنجایی که کتاب به عنوان " یارمهربان " لقب گرفته وبرای ترویج کتاب و کتابخوانی و ارج گذاشتن به زحمات نویسندگان بخصوص نویسندگان هم استانی ،عناوین آثاروتالیفات این نویسنده را یادآوری می کنیم .

نورمحمد مجیدی کرایی بیش از شانزده عنوان کتاب در زمینه تاریخ ایران ، تاریخ استانهای کهگیویه وبویراحمد ،خوزستان وفارس تالیف نموده است. ازجمله :

  • اورنگ باختگان تاریخ ایران (سه جلد)
  • ایل باستانی کرایی
  • ابرزنان ایران
  • ناشکفته ها (شعر)
  • تاریخ و جغرافیای کهگیلویه وبویراحمد
  • تاریخ وجغرافیای ممسنی
  • تاریخ وجغرافیای بهبهان
  • یادواره نظام سنتی ایلات کهگیلویه وبویراحمد
  • آذرخش عشق در فرهنگ داستان سرایان
  • فرهنگ واژگان لری (چاپ نشده )
  • کارنامه سیاسی واجتماعی کریم خان زند (وکیل الرعایا )
  • علما وشعرای کهگیلویه و بویراحمد
  • شاپورخوره (سرزمین شاپور)
  • حغرافیای طبیعی و تاریخی استان کهگیلویه و بویراحمد
  • آثارباستانی واسلامی شهر شیراز
  • بلادشاپوریاشهرباستانی دهدشت (چاپ نشده)
  • تاریخ و جغرافیای ایلات جانکی بختیاری (چاپ نشده)

ضمنا تالیفات ناتمام و چاپ نشده دیگری هم داشته که امیدوارم به چاپ برسند .

 

    نه شادمانی به جای ماندونه دردونه رنج         نه جاودان بماند هرآن که از مادرزاد


 
پیام های شخصیت های سیاسی ، علمی و اجتماعی درخصوص کوچ ابدی نویسنده هم استانی
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٧  کلمات کلیدی: پیام های شخصیت های سیاسی ، علمی و اجتماعی ، نظر شخصیت ها درمورد نورمحمد مجیدی کرایی

 پیام آقای غلام محمد زارعی نماینده محترم مردم شریف شهرستان های بویراحمد ودنا در مجلس شورای اسلامی  

  پیام دکتر خادمی استاندار محترم استان کهگیلویه وبویراحمد  

 پیام دکتر چمن ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی یاسوح    

 پیام آقای کرامت کریمی فرماندار محترم سابق شهرستان کهگیلویه   

 پیام دبیرکل و رئیس محترم شورای مرکزی نخبگان ایران  

 پیام دکترولی الله شجاع پوریان عضومجترم شورای شهر تهران ونماینده اسبق مردم محترم بهبهان در مجلس شورای اسلامی

 پیام مهندس جهان بخش مدیر محترم پایگاه اطلاع رسانی آبشار نیوز

  پیام آقای نیکنام حسینی پور مشاور محترم معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی  

 پیام مدیر محترم پایگاه اطلاع رسانی عصردنا 

 پیام مدیر محترم پایگاه اطلاع رسانی راک نیوز

 دبیرخانه پیام دبیرخانه محترم  شورای فرهنگ عمومی استان کهگیلویه و بویراحمد  

   پیام آقای امیررضا خوش آئین معاون محترم حقوقی و امور مجلس شورای عالی استان ها وعضوشورای اسلامی شهردهدشت

  پیام مجمع محترم نخبگان ایران  

 پیام آقای دکتر اورنگ ایلامی در روزنامه امید مردم استان   

 پیام آقای دکتر بهروز یزدان پناه   

 پیام آقای یداله مرادی از فعالان سیاسی واجتماعی شهرستان گچساران   

 پیام مدیرمحترم روزنامه امید مردم  

 پیام اداره محترم فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان کهگیلویه

 

 

 


 
گزارش سایت ها از مراسم بزرگداشت نورمحمد مجیدی کرایی
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٦  کلمات کلیدی: گزارش سایت ها از مراسم بزرگداشت نورمحمد مجیدی ، یادبودنورمحمدمجیدی کرایی به روایت سایت ها ، بزرگداشت نورمحمدمجیدی کرایی
 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٦  کلمات کلیدی:
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com