یادنامه نورمحمد مجیدی کرایی مورخ ،شاعر و نویسنده

این وبلاگ ،به معرفی آثارزنده یادنورمحمدمجیدی کرایی ، مورخ ،نویسنده و شاعر،از استان کهگیلویه و بویراحمد و مباحث اجتماعی وفرهنگی می پردازد.

خلاصه زندگینامه زنده یاد نورمحمد مجیدی کرایی
ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٧/٤/٢٧  کلمات کلیدی: خلاصه ای از زندگینامه نورمحمد مجیدی کرایی ، زندگینامه نورمحمد مجیدی کرایی

خلاصه ای از زندگینامه نورمحمد مجیدی کرایی مورخ ،نویسنده وشاعر

 "به نام آن که جان را فکرت آموخت"        

         خلاصه زندگینامه و آثار نورمحمد مجیدی کرایی

                                نویسنده و شاعر

 


 درسال 1311 خورشیدی ،در روستای لنده  (شهر کنونی و مرکز شهرستان لنده) از شهرستان کهگیلویه،دیده به جهان گشود.پدرش کربلایی احمد مجیدی کرایی ، کلانتر ایل کرایی ،ازمشاهیرو سیاسیون عهدخود و مادرش دختر محمدشفیع خان از کلانتران ایل طیبی بود .او نیز از کلانتران و مدیران سیاسی ایل و تبارش بود . با وجود پایگاه اجتماعی برجسته اش ،تمایلات فرهنگی او ، بر دلبستگی های سیاسیش فزونی داشت . پیشه اش کشاورزی و باغداری و به آن افتخار می کرد . او اکثر عمر خود را در روستای تراب وسطی از شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد گذراند . پس از انقلاب به شهرشیراز مهاجرت کرد  .

دست تقدیر ، مطالعه در تاریخ و فرهنگ مناطق فارس ، او را با معلمی بزرگ زاده ، دختر ایلخان جـــاوید ممسنی آشنا و منجربه ازدواج دومش شد. این فرهنگی فرهیخته ، مشوق مطالعاتش بود .

سفره پژوهش را درشیراز- شهر علم وادب-  گستراند. دریای متلاطم درونش با خواندن ،نوشتن ، سرودن و سیرو سفر، آرام می شد .

نورمحمد مجیدی کرایی ، حدود 19 عنوان کتاب و  پژوهش (چاپ شده و نشده ) در زمینه تاریخ ایران و استانهای کهگیلویه و بویراحمد ،خوزستان و فارس تالیف نموده است . از جمله :

1-اورنگ باختگان ایران (سه جلد)
2-ایل باستانی کرایی
3-ابرزنان ایران
4-ناشکفته ها (شعر)
5-تاریخ و جغرافیای کهگیلویه وبویراحمد
6-تاریخ وجغرافیای ممسنی
7-تاریخ وجغرافیای بهبهان
8-یادواره نظام سنتی ایلات کهگیلویه وبویراحمد
9-آذرخش عشق در فرهنگ داستان سرایان
10-فرهنگ واژگان لری (چاپ نشده )

11. کارنامه سیاسی واجتماعی کریم خان زند (وکیل الرعایا )

12. علما وشعرای کهگیلویه و بویراحمد

13. شاپورخوره (سرزمین شاپور)

14. آثارباستانی واسلامی شهر شیراز

15. جغرافیای  طبیعی و تاریخی کهگیلویه وبویراحمد

16. بلادشاپوریاشهرباستانی دهدشت (چاپ نشده)

17. تاریخ ایلات جانکی بختیاری (چاپ نشده)

18. تاریخ سی سخت با همکاری جناب آقای نیکنام حسینی پور(چاپ نشده)

19. چهره کاوی روستاهای استان کهگیلویه و بویراحمد (چاپ نشده)

سرانجام ، در سی ام بهمن یکهزاروسیصد و نود و سه خورشیدی ،جان آکنده ازمهر و عاطفه و آرزویش را ، به جان آفرین تسلیم ،سیر و سفر دنیوی را ناتمام و کوچ ابدیش را آغاز نمود. او در قطعه هنــــــرمندان و  نام آوران ، آرامستان جدید شهر دهدشت - مرکز شهرستان کهگیلویه ازاستان کهگیلویه و بویراحمد  - به خاک سپرده شد .

روانش شاد و یادش جاویدان باد !

اردوان مجیدی کرایی - بهمن 1395


 
درباره ما
ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٧/٤/٢٦  کلمات کلیدی: نورمحمدمجیدی کرایی ، نورمحمد مجیدی کرایی شاعر و نویسنده

 به نام خداوند جان و خرد             کزین برتر اندیشه برنگذرد

سلام .  

 زنده یاد نورمحمد مجیدی کرایی مورخ ،نویسنده و شاعر ایران می باشد. شناخت افکار،عقاید و معرفی شخصیت و آثاروی مهمترین هدف این وبلاگ است. امیدوارم باتوکل به ایزدپاک و همکاری فرهنگ دوستان ،فرهیختگان و همه خوانندگان ،بتوانم در راستای این هدف مهم گام برداشته و ذره ای از وظایف خود را ،برای زنده نگه داشتن یاد و افکارش انجام دهم .خواهشمند است درصورت داشتن عکس یا فیــــلم کوتاه(کلیپ ویدیویی) از زنده یاد ،که قابلیت درج در این فضا را داشته باشد ،به ایمیل ArdMaj@Gmail.com ارسال نمایید.   

 خدایا چنان کن سرانجام کار               توخشنود باشی ومارستگار 

 

              اردوان مجیدی کرایی               

 

هفدهم تیرماه یکهزاروسیصدونود چهارخورشیدی

 


 
تصویری از پژوهشگر نورمحمد مجیدی کرایی مورخ ،نویسنده و شاعر سفرکرده !
ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/۱٢/٢٥  کلمات کلیدی: تصویری از پژوهشگر نورمحمد مجیدی کرایی ، تصویر نورمحمدمجیدی کرایی


 
زندگینامه و آثار نورمحمد مجیدی کرایی
ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٦/٥  کلمات کلیدی: زندگینامه و آثار نورمحمد مجیدی کرایی ، اردوان مجیدی کرایی

به نام آن که جان را فکرت آموخت"         

زندگینامه و آثار نورمحمد مجیدی کرایی

 نویسنده و شاعر

----------------      --------------

درسال 1311 خورشیدی ،در روستای لنده  (شهر کنونی و مرکز شهرستان لنده) از شهرستان کهگیلویه،دیده به جهان گشود.پدرش کربلایی احـــــمد مجیدی کرایی ، کلانتر ایل کرایی ،ازمشاهیرو سیاسیون عهدخود و مادرش دختر محمدشفیع خان از کلانتران ایل طیبی بود .او نیز از کلانتران و مدیران سیاسی ایل و تبارش بود . با وجود پایگاه اجتماعی برجسته اش ،تمایلات فرهنگی او ، بر دلبستگی های سیاسیش فزونی داشت .او اکثر عمر خود را در روستای تراب وسطی از شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد گذراند . پیشه اش کشاورزی و باغداری و به آن افتخار می کرد . چنان چه سروده است :

"فخر بر خود می کنم ، کشت و زراعت می کنم

قرص نانی می خورم ، قرصی قنــاعت می کنم "

او دراحوال خودش ،

 پاک و صادق می گفت :

"ثروت من ، قلم و شعر دل انگیز من است

زین گهر ،  در وسط سینه نشـــــانی دارم

من چو سعدی و چه حافظ ، به مکتب رفتم

پارسیم ، پارس نژاد ، پـــــارس زبانی دارم

مدرک دانش من ، مدرک مــــــردان لرست

مثل ایشان روش و علـــــــــــم وبیانی دارم

حاصل علم مجیدی شده است نظــــم  ونثر

عشـــــق بالایی و شور و هیجــــــانی دارم "

دریای متلاطم درونش با خواندن ،نوشتن ، سرودن و سیرو ســفر، آرام می شد .شاهد این مدعا، شعردل انگیزاوست:

"آن که با دیو جهالت بکند جنـــــگ  منم

عاشق علم و هنر ،‌ طالب فرهنـگ منم

شب بخوابد به بیـــــابان و فراز کوه ها

تا زند بررسن ، علــم  و خرد چنگ منم

بهر یک پرسش علمی بکند، سیر و سفر

به بیــابان وبه هرجا کند آهنـــگ ، منم"

با تولد انقلاب اسلامی 57 ، نسیم  تحول تاریخ وزیدن گرفت .

آری

چرخش چرخ زمانه ،

حس بی تاب درونش،

فقر آن روز دیارش ،

عشق پرشور و امیدش ،

کشتی زندگی اش را ،

سوی یک هجرت تاریخی برد!

سوی  شیراز ،

 همان شهر ادب ،

 شهر سعدی ، حافظ  

 

گرچه عاشق سفرومهاجرت بود اما :

با همه عشق سفر

رفتن از کوی وطن

کرده اش دلواپس !

آن چنان که گوید :

"امروز زین شهر و دیار ،‌خواهم کنم قصد سفر

از شهر گیلویه روم ، بر جانب شهری دگــــــر

اکنون که دارم می روم ، برسوی شهر دیگری

خاک گران کوگیلو ، هر لحظه آرم در نظـــــــر

ای زادگـــــــــاه جان من ،‌ای سرزمین افتخار

گر دُور می باشم زتــو ، رویای تو دارم به سر

بهر مجیدی دوریت ، بسیار می باشد گـــران

ار باز گردم زین ســـفر، خاکت کنم کحل بصر "

سفره  پژوهش را درشیراز- شهر علم وادب-  گستراند ! . دست تقدیر ، مطالعه در تاریخ و فرهنگ مناطق فارس ، او را با معلمی بزرگ زاده ، دختر ایلخان جـــاوید ممسنی آشنا و منجربه ازدواج دومش شد. این فرهنگی فرهیخته ، مشوق مطالعاتش بود .

هموطن !

نورمحمدمجیدی کرایی ،

با  دقت می نوشت ،

با سختی و تنگدستی !

اما با سرعت ، جرات و جسارت ، چاپ می کرد .

 

او آرام می گرفت با

 خواندن ،

 نوشتن ،

سرودن ،

و

سیرو سفر !

تا جایی که در باره آرامش درون می گوید :

"می کنم تسکین درون سرکشم را با قــــلم

با مرکــــــــــب می نمایم کوه درد  و رنج کم

با دم نوک قلــــــــــــم ساکت شود درد درون

با چنین کاری کنم از دل برون کوه های غــم

هر گهی که دست می یازم به تنـــدیس قلم

گویی می خواهم نهم بر عالم دیــــــگر قدم "

بگذار از آثارش بگویم !

او ،

ساعت ها ، روزها و ماه ها ،

می اندیشید ،

سفر می کرد ،

سواره و پیاده ،

با خطر،

 بی خطر ،

با توشه و بی توشه ،

تا بنویسد ،

 نظم و نثر ،

 تاریخی ، اجتماعی و ادبی .

زندگی و اقامت در شیراز ، دست مایه تولد ، اولین کتابش ،یعنی تاریخ و جغرافیای کهگیلویه و بویراحمد  ،برای به تصویر کشیدن چهره گذشته،مردم شجاع و بزرگ استان شد .چاپ کتابش همان و زادروز مرجع مکتوب تاریخ استان همان .  اولین تجربه فرهنگی شیرینش ، انگیزه و امیدش ، برای دستیابی به آرزوی دیرینه اش ، که احیای تاریخ و فرهنگ استان کهگیلویه و بویراحمد بود را ، دو چندان کرد.

آرزوهایش بزرگ ،

راهش سخت ،

 اما رهروش ، عزمی پولادین داشت .

حضورش در خانواده بزرگان ممسنی  ، ارتباط مستمر با فعــــالان فرهنگی ، اجتماعی وعلمی  آن دیار ، تولد کتاب : تاریخ و جغرافیای ممسنی را رقم زد.

تالیف و چاپ این دو کتاب ،هرگز ذهن خلاق و جستجوگرش را اقناع نکرد . او مدام در کتابخانه ، ســــــفر ، میان مردم  یا  میدان پژوهش  بود.

سایر آثار و تالیفات :

از کجا آغاز کنم ؟ !

از تاریخ ارجان و بهبهان ،

اززنان و دختران تاریخ ساز ایران در ابرزنان ،

از نظام سنتی ایلی کهگیلویه و بویراحمد  ،

از آذرخش عشق در فرهنگ داستان سرایان ،

یا

ازعلما و شعرای استان .

از آثار باستانی و اسلامی شهر شیراز،

 ازایل باستانی کرایی  ،

یا از تداول قدرت و تخت ها در ایران زمین ، در سه جلد اورنگ باختگان تاریخ ایران !

باز هم بگویم ؟!

از کارنامه سیاسی و اجتماعی ، وکیل الرعایای هم تبارش کریم خان زند  !

یا از شکفتن عنچه های اشعارش ، در کتاب ناشکفته ها

ازابرازعشقش به فرهنگ لر در فرهنگ واژگان عامیانه لری  ،

  یا از سرزمین شاپور و منطقه کازرون در شاپورخوره،

 از مردم و سرزمین کهگیلویه و بویراحمد !

یا از جغرافیای طبیعی و تاریخی استان کهگیلویه وبویراحمد !!!

 

ای برادر !

ای خواهر !

ای هموطن !

بگذار،از رنج  واپسین روزهای زندگی اش  بگویم،

آنچه آزارش می داد

نه بیماری !

 نه مرگ !

 نه سفر ابدی !

که تالیفات چاپ نشده اش!چون بلادشاپور یا شهرباستانی دهدشت ،تاریخ ایلات جانکی بختیاری و چهره کاوی روستاهای کهگیلویه و بویراحمد و ... بود!

نورمحمد مجیدی کرایی ، حدود 19 عنـوان کتاب و  پژوهش (چاپ شده و نشده ) در زمینه تاریخ ایران و استانهای کهگیلویه و بویراحمد ،خوزستان و فارس تالیف نموده است . از جمله :

1-اورنگ باختگان ایران (سه جلد)
2-ایل باستانی کرایی
3-ابرزنان ایران
4-ناشکفته ها (شعر)
5-تاریخ و جغرافیای کهگیلویه وبویراحمد
6-تاریخ وجغرافیای ممسنی
7-تاریخ وجغرافیای بهبهان
8-یادواره نظام سنتی ایلات کهگیلویه وبویراحمد
9-آذرخش عشق در فرهنگ داستان سرایان

10-فرهنگ واژگان لری (چاپ نشده )

11- کارنامه سیاسی واجتماعی کریم خان زند (وکیل الرعایا )

12- علما وشعرای کهگیلویه و بویراحمد

13- شاپورخوره (سرزمین شاپور)

14- آثارباستانی واسلامی شهر شیراز

15- جغرافیای  طبیعی و تاریخی کهگیلویه وبویراحمد

16- بلادشاپوریاشهرباستانی دهدشت (چاپ نشده)

17- تاریخ ایلات جانکی بختیاری (چاپ نشده)

18- تاریخ سی سخت با همکاری جناب آقای نیکنام حسینی پور(چاپ نشده)

19- چهره کاوی روستاهای استان کهگیلویه و بویراحمد (چاپ نشده)

اینک وقت آن رسیده که،از پایان راه و آغاز سفر بی بازگشتش  بگویم !

در واپسین ماه های زندگی اش ،

بار سفر را بست ،

کوله بارش را برداشت ،

به کهگیلویه وگچساران ،

برای کاوشی دیگر سفر کرد .

 سفرش پایان یافت ،

اما حادثه  درکمینش ،

حادثه ای که بی رحمانه ، مغزش را نشانه رفت ،

تا بیمارستان و بستر بیماری ، همراهش بود ،

یک آن ، تنهایش نگذاشت ،

تا به باور خود ،

پایان هشتاد و دو سال تلاش و آغاز دوران افولش را رقم زند.

 

سرانجام ، در سی ام بهمن یکهزاروسیصد و نود و سه خورشیدی ،جان آکنده ازمهر و عاطفه و آرزویش را ، به جان آفرین تسلیم ،سیر و سفر دنیوی را ناتمام و کوچ ابدیش را آغاز ، قطعه هنرمندان و  نام آوران ، آرامستان جدید شهر دهدشت - مرکز شهرستان کهگیلویه ازاستان کهگیلویه و بویراحمد  - خانه ابدیش شد !

هجرانش مرا به یاد سروده اش انداخت   :

"هر یکی را چندماه و چندســـالی  بیش نیست

روزگاران شاهــــــد و تـــــــاریخ می باشد حکم

این جهان بر هیچ کس تا سر وفــا ننموده است

زیر خاک سرد خواهی خفت ‌مجیدی ،لاجــرم "

 اینک ، من به عنوان فرزندش ، خطاب به خودم ، و برای تسکین درد فراقش می گویم  :

اردوان ! گرچه پدر رفت ولی ماند گهر

نام نیک و شعر و گفتـــار و رفیقان قدر

نیک پندار، نمــــــرده است و بماند مانا

او که برجای نهاده ،غنچـــــــه های پایا

 

روانش شاد و یادش جاویدان باد !

اردوان مجیدی کرایی - بهمن 1395


 
همنشین قلم
ساعت ٦:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٦/٥  کلمات کلیدی: همنشین قلم ، سروده خانم سمیرا احمدی ، یادمان زنده یاد نورمحمد مجیدی کرایی

سروده خانم سمیرا احمدی با عنوان " همنشین قلم"،در یادمان زنده یاد

 نورمحمد مجیدی کرایی

 

 تو مرد صفحات تاریخی

برگ به برگ

تمام ورق پاره های گلوله خورده تاریخ

با تو همراهند

با نگاهت

هدفت

فکرت

از کهگیلویه و بویر احمد

تا  خوزستان و ممسنی

همه وام دار مغز متفکر تواَند

استاد

"ابر زنان ایران" ناله کنان

به سوی خاکت روانه اند

اثری

ردپایی

نوایی

همه ، در جست و جوی جنبشی جدید از شمااند

"مردم و سرزمین کهگیلویه و بویر احمد"

یاد گذشتگانشان را

 با پینه های دستت

شماره می کنند

ادبیات

به عشق واج اول اسمتان

سربلند کرده است

و تاریخ

در سوگ نبودنتان

 "علما و شعرا" را فریاد می زند

"نظام سنتی ایلات"

محکوم به "یادِ" توست

که اگر نبودی

"تاریخ ایل کرائی"

متولد نشده ،  فراموش  می شد !

"شاپور خوره  "

"سرزمین شاپور" 

اینک

این جا

مبهوت نبودن استادی چون توست

و زندگی هر روز جوانه می زند

از خاک

از خاک مزار تو

"واژگان لری"

   نالان

در ایستگاه چاپ منتظرند

 بی خبرند

که استاد

شب هایی دور

با قطار مرگ رفته است !

"آذرخش عشق در فرهنگ داستان سرایان ایران"

هنگام نبودنت

  یک آسمان عشق

کم می آورد

"آثار باستانی و اسلامی شیراز"

 پس از رفتنت

با عطر بهار نارنج

خاطره بازی می کنند

"ایلات جانکی بختیاری"

و" سی سخت " و  "بلادشاپور"

 چاپ نشده ، چشم به راه مانده اند

استاد

نوشته هایت ، بی تو

به چاپ شدن

تن نمی دهند

دنا

در سوگ جان گدازت ، مو سپید کرده

وزش باد 

و لرزش دنا

شگفتا

دنا

در نبودنت

کوه بودنش را از یاد برده!

"جغرافیای کهگیلویه و بویر احمد"

با وسعت اندکش

برای ستودنت کوچک است

نگاه کن

یک "ایران"

تو را می ستاید

نیستی

ولی به حد بودن

احساس می شوی

قلب ادبیات به دستانت گره خورده

که از بدو پروازت

در لیست پیوند عضو

منتظر ایستاده

استاد

کدام آرزویت شکوفه نزد که این چنین

بر سر کودکانِ اشعارت

مُهر "ناشکفته ها " کوبیدی ؟

"اورنگ باختگان تاریخ ایران"

یادشان را

وام دار تو اند

  هم تبار لرت

کریم خان زند

عمری ، تاج به سر

و تو

عمری ، قلم به دست

کدام یک ستودنی ترند ؟

تاج در هم شکسته 

یا قلم جاودان مردی چون  تو؟

بلند شو

 قوم لر تو را می خواند

از کهگیلویه و بویراحمد 

 تا چهار محال و بختیاری

وفارس و ممسنی

 حتی،  سیستان و بلوچستان

و کشورت ، ایران

خاکت سردی نیاورده

که جاده ها

برای بازگشتت

پی در پی ، پلکشان می پرد

بیا

جوانه بزن

اهالی تاریخ و ادب

به سان کودکی

بهانه گیر تواَند

نورمحمد مجیدیِ کرائی

زنده ای

و در گور

می نویسی

عادت  پنجاه ساله را

یک شبه

یک ماهه

یک ساله

نمی توان رها کرد

قلم می زنی

بی قلم

با دل

سر به زیر

ایران به قدر  پنج دهه

مدیون پلک های نخوابیده ی توست

مزارت

بی نشانه ای از احترام به  تلاشت

یتیم مانده

و سمیرا

همچنان شرمسار

در انتظار ساخت آرامگاهت

تقویم را

ورق می زند ! 

استاد

دفتر زندگی

نامت را خط نزده

به گمانم

اندیشه و قلم را

با مرگ

نمی توان خط زد !



 
تصویری از زنده یاد نورمحمد مجیدی کرایی
ساعت ٦:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٦/٥  کلمات کلیدی: تصویری از زنده یاد نورمحمد مجیدی کرایی ، نورمحمد مجیدی کرایی

تصویری از زنده یاد نورمحمد مجیدی کرایی


 
فهرست تالیفات و تحقیقات کامل نورمحمد مجیدی کرایی
ساعت ٥:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٦/٥  کلمات کلیدی: تالیفات و تحقیقات نورمحمد مجیدی کرایی ، نورمحمدمجیدی کرایی ، اردوان مجیدی کرایی

فهرست تالیفات و تحقیقات کامل نورمحمد مجیدی کرایی

 

1)                        اورنگ باختگان ایران (سه جلد)

2)                       ایل باستانی کرایی

3)                    ابرزنان ایران

4)                     ناشکفته ها (شعر)

5)                    تاریخ و جغرافیای کهگیلویه وبویراحمد

6)                   تاریخ وجغرافیای ممسنی

7)                    تاریخ وجغرافیای بهبهان

8)                    یادواره نظام سنتی ایلات کهگیلویه وبویراحمد

9)                       آذرخش عشق در فرهنگ داستان سرایان

10)                   فرهنگ واژگان لری (چاپ نشده )

11)                  کارنامه سیاسی واجتماعی کریم خان زند (وکیل الرعایا )

12)                 علما وشعرای کهگیلویه و بویراحمد

13)               شاپورخوره (سرزمین شاپور)

14)                آثارباستانی واسلامی شهر شیراز

15)              جغرافیای  طبیعی و تاریخی کهگیلویه وبویراحمد

16)              بلادشاپوریاشهرباستانی دهدشت (چاپ نشده)

17)               تاریخ ایلات جانکی بختیاری (چاپ نشده)

18)                  تاریخ سی سخت با همکاری آقای نیکنام حسینی پور(چاپ نشده)


 
ایل سرفراز
ساعت ٥:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٦/٥  کلمات کلیدی: ایل سرفراز ، ایل کرایی ، محمدرضا کرایی

ایل سرفراز

 

ای کرایی ای همیشــــه ماندگار

ایل من  ،ای ایل دائم بـــــــرقرار

یادگار کوروش آن مــــــــــرد دلیر

سبز باش و تا ابد هـــــــرگز نمیر

پرچم ایلم همـــــــــــیشه بر فراز

ایل من ایل همیشه ســــــــرفراز

چون دماوند و دنا نامت بلنــــــــــد

پایدار و استــــــــــــــــوار و سربلند

ما که از نســـــــــــــــــل و تبار آریا

کوروشی باشیم دلیـــــــر و بی ریا

کوروش و کورای و کرایی یکی ست

رمز پیروزی ایلم همـــــــــدلی ست

با توکل بر خدا ، ایلـــــــــــم به پیش

دست در دست هم و همدل به پیش

این نه اغراق است و نیــــرنگ و ریا

ادعایی است از سر عشــق و صفا

ایل من باشد همــــــــه جان و تنم

جان من باشد فدای میــــــــــــهنم

 

سراینده : محمدرضا کرایی از بهبهان

با تشکر فراوان از جناب آقای محمدرضا کرایی از بهبهان

 


 
به بهانه هفته کتاب ،یادی از نویسنده ، شاعر و مورخ سفرکرده : نورمحمد مجیدی کرایی
ساعت ٢:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٦/۳  کلمات کلیدی: به بهانه هفته کتاب ،یادی از نورمحمد مجیدی کرایی ، نورمحمد مجیدی کرایی ، اردوان مجیدی کرایی

به نام خداوند احساس پاک

به بهانه هفته کتاب ،یادی از نویسنده ، شاعر و مورخ  سفرکرده : نورمحمد مجیدی کرایی 

 

ای مورخ !

چهل سال،

 با تلاشت ،

با گذر از جاده سنگلاخ زندگی ،

سختی ها را به امید شناخت قوم  لر ،

بر خود هموار کردی .

ای مورخ !

آئینه ای از گذشته و چراغی برای آینده  ساختی ،

آئینه ای شفاف و تمام نما ،

چراغی فروزان و نورانی ،

تصویری از پیشینه خاک و تبارمان ،

پیشینه قوم لر در گستره ای بزرگ،

از کهگیلویه و بویراحمد تا ممسنی فارس ،

از ارجان بهبهان و خوزستان تا سیستان و بلوچستان 

و تا سراسر خاک پاک ایران زمین !

ای مورخ !

از دلاوری ها ،

سختی ها ،

پیروزی ها و شکست هایمان،

ازآنچه بر نیاکانمان گذشت ،

اگرمی شد ، با قلمت نوشتی ،

وگرنه ، با زبانت نقل می کردی ،

وگرنه ،

کوله بارت را می بستی ،

با داشته ها و نداشته ها ،

 دست و پنجه نرم می کردی ،

به مناطق لرنشین ایران زمین  ،

ولو دور دست ،

سواره و پیاده ، کوچ می کردی ،

می دیدی ،

می پرسیدی ،

می شنیدی ،

می اندیشیدی ،

می نوشتی ،

می گفتی ،

یافته هایت را با زبان،

با شکر زبان فارسی،

با گویش شیرین لری ،

با نثر و نظم آهنگین ،

ای مورخ !

حیف است از سروده هایت نگویم ،

آری !

در چامه هایت از زندگی و امید ،

تا مرگ و آغاز کوچی دگر سرودی،

با شعرهای حکایت گونه ات ،

درس اخلاق آموختی ،

گاه ، برگی از تاریخ مناطق را ،

به زبان شعر سرودی ،

تاریخ یاسوج و بازرنگ ،

تاریخ دهدشت و بلاد شاپور ،

تاریخ لیشتر ،

تاریخ چرام ،

تاریخ بهمئی ،

و خاک پاک وطنم ایران را ،

 در یک کلام ،

گاه از تلخی های روزگار سرودی ،

گاه از شیرینی هایش ،

ای مورخ !

می دانیم ،

منابع ، محدود و اندک !

و راه دشوار و  دراز بود !

کوه دردها سر به فلک کشیده ،

وگستره دیار قوم لر وسیع ،

اما این همه ،

در مقابل عزم پولادین رهروش ،

 ناچیز بود .

ای دوست !

ای برادر !

 ای خواهر !

ای آشنا !

مجیدی ،کوچ ابدی کرد !

کوله بارش را زمین گذاشت !

باشد ،که ما و شما ره پویانش باشیم .

یادش در خاطره ها جاویدان باد !

 

تا درودی دیگر ،

بدرود !

                              ارادتمند شما: اردوان مجیدی کرایی


 
حجت الاسلام والمسلمین حاج سید محمود رایگانی از علمای دینی سادات رضاتوفیق
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٦/٢  کلمات کلیدی: حجت الاسلام والمسلمین حاج سید محمود رایگانی ، نورمحمدمجیدی کرایی

به نام آن که جان را فکرت آموخت

           حجت الاسلام والمسلمین حاج سید محمود رایگانی

                 از علمای دینی سادات رضاتوفیق کهگیلویه

  یکی از پژوهــــــــــــش های زنـــــــــده یاد نورمحـــــــمد مجیدی کرایی در باره" بلاد شاپور "  می باشد . در این پژوهش ‌آداب و رسوم ، پیشینه تاریخی ،‌اقوام و آثار باستانی ،ایلات و طوایف ،اماکن تاریخی ،تحولات سیاسی و اجتماعی  ،علما ، شعرا و مشـاهیر بلاد شاپور مورد بررسی  قرار گرفته است . در بخش علمای دینی  ، درباره مرحوم  حجت الاسلام والمسلمین حاج سید محمود رایگانی مطلبی نوشته شده که به شرح زیرنقل می شود :

حجت الاسلام والمسلمین حاج سید محمود رایگانی

ازفضلاء وعلماءسادات احمدی رضا توفیقی وفرزند مرحوم آقا میرخلیل احمدی است ؛ که عمری را درگسترش فرهنگ دینی و مردمی استان کوه گیلویه وبویراحمد و خوزستان سپری نموده است .آقای دکتر سید منصور رایگانی فرزند ایشان که در حال حاضر استاد تمام دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، دبیر بورد تخصصی و رئیس انجمن طب فیزیکی و توانبخشی کشور هستند،شمه ای اززندگینامه ایشان  راکوته وار چنین بیان می نماید:

شادروان حجت الاسلام حاج سید محمود رایگانی ازروحانیون وارسته ، فداکار ومردمی  دراستان کوه گیلویه وبویراحمد وخوزستان بودند، که درسال 1313 هجری شمسی دراین استان درخانواده ای اصیل وسابقه دار به دنیا آمدند .نسب پدری ایشان به سادات احمدی رضا توفیقی می رسد .ازطرف مادر ازخاندان روحانی سادات محمودی معروف به مشهدی ، ازاولادان امامزاده محمود طیار علیه السلام می باشد.

مرحوم حجت الاسلام رایگانی دراوان کودکی وبلوغ نزد شوهر خاله خود مرحوم آقا سید محمود ازسادات مشهدی ، که عالمی وارسته وپرهیزگار بود ؛ مقدمات علوم حوزوی وادبیات را فرا گرفته ونهایتا جهت تکمیل تحصیلات به حوزه علمیه شهر بهبهان مهاجرت نمودند.  پس ازکسب علوم مقدمات وسطوح علوم اسلامی ازمحضر آیات عظام آن شهرستان  ، به منظور تکمیل دانش فقهی ودروس خارج  ، راهی شهر مقدس نجف اشرف شدند ومدت ده سال دراین حوزه شریفه ازجلسات درسی حضرت آیت الله العظمی خویی ،آیت الله العظمی حکیم، آیت الله العظمی شاهرودی وآیت الله شهید مدنی ودیگر آیات عظام کسب دانش نموده وبا اخذ اجازات لازم ازمحضر آن علماء بزرگ برای انجام خدمت به ایران بازگشتند . بعد از استقرار در منطقه اقدام به تبلیغ شریعت ، تصدی امور حسبیه و رفع مشکلات اجتماعی مردم در مناطق گرمسیری کوهگیلویه و سردسیری بویر احمد نمودند. پس از بازگشت با صلاحدید بزرگان فامیل وانجام وصلت با خاندان اصیل و محترم شرافت (از بزرگان منطقه) ، موجبات تحکیم روابط ایلی و استحکام روابط اجتماعی منطقه گردیدند.

چندین سال پس از استقرار در منطقه بنا به درخواست  حضرت آیت الله العظمی آقا سید علی بهبهانی و درخواست مردم، ضمن تدریس درمدرسه آیت الله بهبهانی درشهر اهواز ،  به شهرستان رامهرمز مهاجرت ودرآنجا اقامت گزیده ونمایندگی کارهای علمی وپیشنمازی مردم شهر رامهرمز را پذیرا گشتند. حضور ایشان در رامهرمز موجب ایجاد اتحاد، همدلی وگسترش خدمات دینی و اجتماعی و رفع مشکلات ومعضلات قومی وعشیره ای ، که درشهر رامهرمز ریشه تاریخی وطولانی داشت گردید وتنشهای موجود را مبدل به هماهنگی وهمدلی مردم شهر وحومه رامهرمز نمودند. با گسترش واشاعه فرهنگ دینی، مساجد ومدارس وکتابخانه های مذهبی شهر راتعمیر وبازساری ودرایام ماههای محرم وصفر دهها واعظ ومبلغ دینی را به روستاهای شهرستان گسیل می داشت ، تامردم را به آموزش ویادگیری مسائل دینی و اجتماعی تشویق وترغیب نمایند.

 مرحوم حجت الاسلام رایگانی دراین مقام معنوی خدمات ارزنده ای انجام دادند . درفواصل اقامت درشهر رامهرمز به سرزمین آباءاجدادی خود در استان کوگیلویه وبویراحمد ،سرکشی نموده وبه حل وفصل مسائل شرعی واجتماعی مردم آن سامان نیز می پرداختند.

درآغاز انقلاب اسلامی، دربرانگیختن وتشویق مردم خوزستان برضد دستگاه شاه مخلوع  ، نقش مهمی داشتند و با وجود هدایت و راهبری تظاهرات و اجتماعات مردمی ،  با کیاست ذاتی و سیاست مانع ازبرخورد منجر به جرح یا شهادت توسط نیروهای نظامی با مردم می شدند؛ که هنوز این خدمت بزرگ زبانزد مردم رامهرمز وحومه است. درسالهای دفاع مقدس با پذیرش مسئولیت فرماندهی بسیج عشایر درفراخوانی، تجهیز وهدایت عشایر کشوردر جبهه های جنگ درخوزستان خدمات شایان توجهی انجام دادند ، که گوشه هایی ازآن درجراید واسناد اداری استان منعکس است.

این عالم بزرگوار ،  که عمری را درخدمت مردم وگسترش مسائل دینی سپری نموده بود ؛ در تاریخ 25/ 10 /59 که برای تهیه وتدارک نیازمندیهای تدارکاتی  جبــــــــهه جنگ به تهران می رفت، دریک تصادف اتومبیل به شهادت رسید.

http://yademovarekh.persianblog.ir

 


 
← صفحه بعد